جسی لیورمور - معامله گر سهام GREATREST جهان

ساخت وبلاگ

اگر می خواستید از گروهی از بازرگانان جانباز بپرسید که آنها معتقدند که به بهترین وجه ذات یک دلال بازار را نشان می دهند ، آن شخص به احتمال زیاد جسی لیورمور خواهد بود. لیورمور یک افسانه تجاری است و در بین دانشجویان بازارهای مالی مشهور است. بینش هایی که وی در مورد تجارت و گمانه زنی ها در بازارها ارائه داد ، بسیار ارزشمند است. در این مقاله ، ما زندگی جسی لیورمور را شرح خواهیم داد و به شما می آموزیم که چگونه می توانید مانند جسی لیورمور تجارت کنید ، با استفاده از بسیاری از سخنان خودش.

نسخه PDF قابل چاپ کوتاه را خلاصه کنید که خلاصه نکات کلیدی این درس…. برای دانلود اینجا کلیک کنید

جسی لیورمور کی بود؟

جسی لیورمور یک معامله گر مشهور سهام بود که در دوران افسردگی بزرگ زندگی می کرد. زندگی و اوقات وی در یک کتاب نیمه بیوگرافی با عنوان-یادآوری یک اپراتور سهام برجسته شد. این کتاب یکی از سرگرم کننده ترین و بینش ترین کتابهایی است که در مورد حدس و گمان بازار نوشته شده است. این کتاب بسیاری از بازرگانان مشتاق و جانباز را به طور یکسان تحت تأثیر قرار داده است. این باید برای هر کسی که علاقه مند به ورود به دنیای گمانه زنی های بازار مالی است ، خوانده شود.

جسی لیورمور در کار تجاری خود به اوج و کمترین سطح و پایین رسید و داستان او از همه چیز دیگری در دنیای تجارت گذشته و حال ، مشتاق تر است. و گرچه ، لیورمور در یک زمان بسیار متفاوت در تاریخ معامله می کرد ، درسهایی که از تجربیات وی در بازار می توان آموخت ، بی انتهاست. مشاهدات بسیاری که وی در طول بازرگانی شغلی خود انجام داد به همان اندازه که امروز یک قرن پیش انجام داد.

جسی لیورمور در سال 1877 در ماساچوست به والدین با وسایل فروتن متولد شد. در سنین کودکی ، لیورمور در تحصیلات خود سرآمد بود و در سالهای ابتدایی تحصیلات خود نمرات عالی دریافت کرد. او در همه موضوعات عالی بود ، اما ریاضیات به ویژه با شخصیت او مناسب بود. او فقط برای اعداد دست و پنجه نرم کرد. وقتی جسی در نوجوانی بود ، از خانه خارج شد و از آن نقطه به بعد به تنهایی بیرون بود.

در سن 14 سالگی ، لیورمور توانست به عنوان یک پسر گچ در شرکتی به نام Paine Webber شغل سطح پایین را به دست آورد. اساساً کار وی مستلزم نوشتن جدیدترین نقل قول هایی است که از طریق نوار تیک روی تخته گچ وارد می شوند ، به طوری که مشتریان کارگزاری می توانند آن نقل قول ها را ببینند. در اینجا بود که لیورمور شروع به قدردانی عمیق تر از حرکات قیمت در بازار کرد. سرانجام ، او علاقه مند شد تا بازارها را برای حساب شخصی خود تجارت کند ، حتی اگر بودجه وی در آن زمان کاملاً محدود بود.

در همین زمان بود که وی با مغازه های مختلف سطل در منطقه آشنا شد. مغازه های سطل به مشتریان این امکان را می دهند تا بدون نیاز به داشتن سهام به طور کامل ، شرط بندی در جهت سهام را شرط بندی کنند. در اصل ، این مغازه ها شبیه به نحوه کار CFD امروز کار می کردند. این یک مکان ایده آل برای Livermore بود زیرا او یک پایگاه سرمایه بسیار محدود داشت.

از ابتدا ، جسی تجارت خوبی را در مغازه های سطل انجام داد و به طور پیوسته شروع به رشد حساب خود کرد. سرانجام ، او به طور مداوم در مغازه های سطل برنده شد که در بیشتر این مؤسسات از شرط بندی منع شد. در اصل ، مغازه های سطل نمی خواستند طرف مقابل تجارت خود را بگیرند.

Jesse-Livermore

در نتیجه ، لیورمور شروع به جستجوی مکان های خارج از بوستون کرد و در آنجا می توانست مهارت های تجاری خود را به کار گیرد. و بنابراین توقف بعدی در سفر تجاری وی ، وی را به شهر نیویورک سوق داد. در اینجا او شروع به تجارت در NYSE می کند.

هر سیستم لیورمور برای مدتی کار کرده بود برای او خوب بود ، اما به زودی شانس او در نیویورک شروع به تغییر کرد. او به زودی فهمید که هر مهارتی که در بوستون ایجاد کرد و به او کمک کرد تا در آنجا در مغازه های سطل برتری داشته باشد ، در NYSE قابل استفاده نخواهد بود.

پس از یک تجارت بد ، لیورمور تصمیم گرفت با تجارت یک بار دیگر در مغازه های سطل که در آن موفق ترین بود ، به ریشه های خود برگردد. او نتوانست به بوستون برگردد زیرا بیشتر اوقات در آنجا ممنوع شد. بنابراین ، او تصمیم گرفت که این کار را در سنت لوئیس انجام دهد. پس از مدتی ، شهرت وی در بوستون باعث شد که وی در سنت لوئیس شناخته شود ، بنابراین بسیاری از مغازه های سطل او را نیز در آنجا ممنوع اعلام کردند. در نتیجه ، لیورمور تصمیم می گیرد به نیویورک برگردد و به آن دیگر به آنجا برود.

پرداخت بزرگ Livermore در جریان تصادف سال 1907 رخ داد. لیورمور قبل از تصادف موقعیت کوتاهی در بازار گرفته بود. گمانه زنی می شود که وی در طی یک روز در طی تصادف سال 1907 ، یک میلیون دلار ، 1 میلیون دلار به دست آورد. این واقعاً لیورمور را روی نقشه قرار داد و او توانست از ثروت مالی و وضعیت اجتماعی برخوردار شود. لیورمور در این مدت شروع به زندگی آن کرد و در آن زمان به تمام رذایل موجود در دسترس او رفت.

با این حال اوقات خوب برای مدت طولانی دوام نخواهد داشت. Livermore تقریباً تمامیت سودهای بادگیر خود را در سال 1907 از دست می دهد. این نتیجه یک تجارت بزرگ پنبه ای بود که به همراه برخی از بدخلقی های کوچکتر دیگر در طول مسیر از بین رفت. در طی هشت سال از تجارت تاریخی که او را روی نقشه قرار داد ، او در اعماق بدهی بود و مجبور به اعلام ورشکستگی شد.

به لیورمور یک مرکز تجاری کوچک پیشنهاد شد و با این کار توانست دوباره به پاهای خود برگردد. با کمال تعجب ، فقط در طی چند سال کوتاه ، لیورمور توانست تمام بدهی های خود را بازپرداخت کند و موفق شد از ماجراهای تجاری خود ثروت دیگری کسب کند. این شاهکار او را از هر زمان دیگری مشهور کرد و عنوان را به دست آورد ، پسر Plunger. روزنامه ها داستان مرد جوانی را که میلیون ها نفر در بازار ساخته بودند ، اجرا کردند ، همه اینها را پس دادند و سپس بار دیگر میلیون ها نفر را ساختند.

تجارت بزرگ بعدی Livermore در جریان سقوط بازار سال 1929 رخ داد. در این زمان بود که لیورمور شروع به تشخیص الگوهای قیمت خاصی کرد که از وحشت قبل از سال 1907 تقلید کرد. در نتیجه ، او به یک فروش کوتاه فروش رفت و موقعیت کوتاه بسیار بزرگی را در بازار گرفت و شرط بندی در تصحیح قیمت عمیق داشت.

با کمال تعجب ، لیورمور یک بار دیگر در ارزیابی خود صحیح بود و این بار او بارها سود بیشتری از آنچه در وحشت 1907 انجام داد ، کسب کرد. همانطور که بعید به نظر می رسد ، Livermore نه تنها قادر به نشان دادن بالای بالای وحشت در سال 1907 بلکه وحشت در سال 1929 بود. شانس آن فقط نجومی است ، اما او موفق شد آن را از بین ببرد.

بعد از اینکه او به بالای بازار 1929 فراخوانده شد و میلیون ها دلار در این روند ساخت ، زندگی لیورمور بار دیگر شروع به پایین آمدن کرد. این بار نه تنها عملکرد وی در بازار که در حال کاهش بود ، بلکه زندگی خصوصی وی نیز شروع به پرده برداری کرد. این تاریک ترین زمان در زندگی لیورمور بود.

با تمام فشارهای بازارها و زندگی شخصی وی که عوارض داشت ، سرانجام تسلیم شد و مجبور شد برای سومین بار در حرفه خود ورشکستگی کند. در سال 1940 ، در سن 63 سالگی ، لیورمور با شلیک خود در داخل یک هتل منهتن خودکشی کرد.

Jesse Livermore-2

نقل قول ها و درس های جسی لیومور

"تجارت فقط هنگامی که بازار به وضوح صعودی یا نزولی است"

جسی لیورمور در هر زمان ممکن در تجارت با روند کلی بازار مومن بود. اگرچه ، او در طول دوره تاج های قیمت 1907 و 1929 ، او را محو می کرد ، اما او یک مؤمن سرسخت در تجارت در جهت روند بود. اگر این روند نشانه هایی از صعودی بودن را نشان می داد ، او ترجیح می داد از طرف طولانی بیان کند ، و هنگامی که بازار نشانه هایی از کاملاً نزولی را نشان می داد ، ترجیح می دهد در سمت کوتاه بماند.

به همین ترتیب ، فقط در برخی از موارد نادر ، آن را برای محو شدن حرکت فعلی بازار پرداخت می کند. شرط امن تر همیشه این است که خود را با مرحله فعلی بازار هماهنگ کنید. در هسته اصلی آن ، سیستم معاملاتی جسی لیورمور ریشه در روندهای زیر داشت.

"معاملات پایان وقتی مشخص است که روندی که از آن سود می برید تمام شده است"

اگرچه این یک تمرین خوب است که سعی کنید تا حد امکان از این روند عبور کنید ، اما زمان دیگری وجود خواهد داشت که وزن شواهد از وارونگی روند فعلی حمایت می کند. گاهی اوقات این همیشه واضح نیست. با این حال ، ما باید از همه اطلاعات پیرامون خود از نظر فنی و اساسی آگاه باشیم تا اطمینان حاصل کنیم که ما در موقعیت ها قرار نمی گیریم ، فقط به خاطر امید و خوش بینی.

برخی از معامله گران ترجیح می دهند از برخی رویکردهای فنی مانند توقف دنباله دار برای خروج از موقعیت برنده استفاده کنند. برخی دیگر برای کمک به آنها در دستیابی به این هدف بیشتر به اطلاعات اساسی متکی هستند. صرف نظر از این ، هر کدام از روش هایی که انتخاب می کنید ، باید برای خروج از برندگان خود برنامه روشنی داشته باشید.

"طرف انسانی هر شخص بزرگترین دشمن سرمایه گذار یا دلال متوسط است"

از طریق این نقل قول ، لیورمور می گوید تجارت فراتر از استراتژی است. این بدان معناست که صرف نظر از استراتژی شما ، مانع شماره یک شما برای موفقیت به طور کلی در توانایی های خود برای کنترل احساسات در بازار و حفظ نظم و انضباط در طی فرآیند قرار دارد.

این بسیار ساده تر از گفته شده است ، زیرا وقتی صحبت از پول می شود ، فقط یک سرمایه گذار نادر است که می تواند در مواجهه با وخیم تر شدن سود یا ضرر و زیان آرام بماند. اما این همان کاری است که معامله گران و سرمایه گذاران باید در هنگام از دست دادن رگه ها یا آشفتگی های بازار انجام دهند. یک معامله گر باید روانشناسی شخصی خود را به حساب آورد و در آن صفاتی که می تواند منجر به احساسات منفی در بازار شود ، سلطنت کند.

"خوب نیست که در مورد همه دلایل حرکات قیمت کنجکاو باشید"

روش تجارت جسی لیورمور بر دانستن آنچه به جای دلیل است ، تمرکز دارد. تعداد بیشماری از تئوری های بازار مالی وجود دارد که به دنبال توضیح دلایل حرکات قیمت هستند. اگرچه این مهم است که بدانید چرا ممکن است قیمت ها در یک جهت خاص حرکت کنند ، اما مهمتر از این است که فقط تصدیق کنید که یک حرکت قیمت در حال وقوع است و آماده استفاده از آن حرکت قیمت است. به عبارت دیگر ، معامله گران باید به جای اینکه وقت زیادی را برای تأمل در مورد دلایل این اقدام قیمت بگذرانند ، براساس اقدام قیمت فعلی تجارت کنند.

از این گذشته ، کار یک دلال بازار سودآوری از حرکات قیمت به جای منطقی کردن دلایل موجود در آنها است. و این نیاز به راحتی خاصی با عدم اطمینان دارد. ما باید مطابق با شرایط اساسی بازار عمل کنیم و بدانیم که هرگز تمام تأثیرات حرکات قیمت را نمی دانیم.

بیاموزید که چه چیزی کار می کند و چه چیزی در بازارهای فارکس وجود ندارد ... خبرنامه رایگان من را با نکات و استراتژی های عملی که برای سودآوری معاملات خود بسته بندی شده اید ، ارسال کنید ... برای پیوستن به اینجا کلیک کنید

"هر روز از هر سال تجارت نکنید"

روش معاملاتی جسی لیورمور به جداسازی بهترین و بالاترین امکان تجارت تجاری متکی بود. یکی از تصورات غلط که بسیاری از بازرگانان دارند این است که هرچه بیشتر تجارت کنید ، پول بیشتری می توانید بدست آورید. علاوه بر این ، این تصور وجود دارد که هرچه زمان بیشتری برای تجارت صرف کنید ، سود بیشتری نیز از آن خواهید فهمید.

این نوع تفکر از مدل کار سنتی ناشی می شود. به طور خاص ، در جامعه ما آموزش دیده ایم که ساعت ها از نظر دلار فکر کنیم. هرچه زمان بیشتری برای یک فعالیت صرف کنیم ، پول بیشتری که می توانیم از آن بدست آوریم. اگرچه این امر در مورد وسعت متفاوت در جهان خارج از تجارت صدق می کند ، اما وقتی صحبت از گمانه زنی های بازار می شود ، تفکر کاملاً ناقص است. در حقیقت ، برعکس اغلب درست است. این بدان معناست که اگر عادت داشته باشید که فقط بهترین مجموعه را بدست آورید ، این امر باعث افزایش سود کلی شما خواهد شد.

"هیچ چیز جدیدی در وال استریت وجود ندارد. وجود ندارد زیرا حدس و گمان به اندازه تپه ها قدیمی است. هر اتفاقی که در بورس سهام امروز رخ داده است ، قبلاً اتفاق افتاده است و دوباره اتفاق خواهد افتاد. "

این یکی از آشکارترین نقل قول های جسی لیورمور است. آنچه او در اینجا بیان می کند این است که بازی معاملات هرگز نمی تواند تغییر مادی داشته باشد. بازیکنان ممکن است متفاوت باشند، فناوری ممکن است متفاوت باشد، سرعت اجرا ممکن است متفاوت باشد، مکان ها ممکن است متفاوت باشد، اما بازی ذاتی تجارت یکسان خواهد ماند.

این به این دلیل است که طبیعت انسان قابل پیش بینی است و این موضوع بارها و بارها در بازارهای مالی تکرار می شود. به این ترتیب، تا زمانی که انسان ها به عنوان یک گروه، به شیوه ای قابل پیش بینی عمل کنند، الگوهایی که در نمودارهای قیمت ظاهر می شوند نیز همینطور عمل خواهند کرد.

«به معاملاتی که به شما سود نشان می دهند ادامه دهید، معاملاتی را که ضرر نشان می دهند پایان دهید»

این یکی از ساده ترین بدیهیات لیورمور است. اما اجازه ندهید سادگی شما را فریب دهد. به این معنا که اگرچه درک آن در تئوری آسان است، اما اجرای آن در عمل بسیار دشوار است. همین فرآیند نگه داشتن برندگان و کوتاه کردن باخت ها با همه چیز در وجود ما مغایرت دارد.

بسیاری از روانشناسان رفتاری تمایل ما را به انجام کاملاً برعکس توضیح داده اند، زیرا این چیزی است که بسیار طبیعی تر به نظر می رسد. ما طبیعتاً تمایل داریم به جای کوتاه کردن بازنده هایمان، از آنها حمایت کنیم. و در همین راستا ما تمایل داریم که سود خود را کوتاه کنیم، نه اینکه اجازه دهیم آنها سوار شوند. این گرایش به ضرر گریزی بر اساس نظریه چشم انداز است.

"بازارها هرگز اشتباه نمی کنند، اما نظرات اغلب اشتباه می کنند"

حتی اگر 100٪ در اعتقاد خود در مورد معامله مطمئن هستید، باز هم ممکن است اشتباه کنید. وقتی صحبت از حدس و گمان بازار می شود، هیچ قطعیتی وجود ندارد. تنها حقیقت قیمت است و هر جا که قیمت در هر لحظه معامله شود، تنها واقعیت در بازار است.

به این ترتیب، صرف نظر از سطح اعتقادی که در هر معامله ای دارید، نباید قربانی مبارزه با حرکت بازار شوید. حتی اگر در مقطعی بعدی ثابت شد که حق با شماست، عاقلانه نیست که سرمایه ای که به سختی به دست آورده اید را برای دفاع از عقیده خود به خطر بیندازید. این یک بازی احمقانه است و احتمالاً شما را به خانه فقیرانه سوق می دهد.

"جنبش های بزرگ برای توسعه زمان می برد"

اگرچه بازارها می توانند رفتار قیمتی بسیار نوسانی را نشان دهند که می تواند منجر به حرکت قیمت جهت دار بزرگ در یک دوره زمانی کوتاه شود، این نوع حرکت بازار نسبت به روندی که در یک دوره زمانی نسبتاً طولانی تر ایجاد می شود، کمتر رایج است. رشد روندهای بزرگ معمولاً زمان می برد، زیرا طبقات مختلف معامله گران شروع به حرکت قیمت می کنند.

این امر به طور معمول با خریداران آگاه تر نهادی شروع می شود که در اوایل روند وارد یک روند می شوند و پس از آن معامله گران با تجربه که فعالیت نهادی را می شناسند و به صفوف آنها می پیوندند. و سپس سرانجام ، خرده فروشی ها برای کمک به فشار در یک مرحله اواخر مرحله در صورت حرکت قیمت صعودی یا فروش وحشت در صورت حرکت قیمت نزولی کمک می کنند. چرخه تمایل دارد بارها و بارها تکرار شود ، هم به صعود ، و هم متعاقباً به نزولی.

"هرگز سهام را بفروشید زیرا به نظر می رسد با قیمت بالا"

تجارت متضاد می تواند راهی دشوار برای کسب سود مداوم در بازار باشد. دلیل این امر این است که فقط یک چاپ واحد از قیمت بالا یا یک چاپ واحد از قیمت پایین وجود دارد. در مقابل ، روند تمایل به مدت زمان نسبتاً طولانی دارد. به همین ترتیب ، معامله گران لزوماً مجبور نیستند زمان خود را درست برای کسب درآمد از روند روند روند دریافت کنند.

بیشتر معامله گران متضاد از نوعی تکنیک های میانگین برگشت استفاده می کنند. خطر در این امر این است که گاهی اوقات بازارها می توانند برای مدت طولانی بیش از حد باقی بمانند و منجر به از دست دادن معاملات برای این نوع معامله گران شود. هرگز ایده خوبی نیست که یک بازار را بفروشید فقط به این دلیل که به نظر می رسد یا احساس بیش از حد می کند. به همین ترتیب ، هرگز ایده خوبی نیست که یک بازار را بخرید زیرا به نظر می رسد و احساس می کند بیش از حد احساس می کند.

Jesse-Livermore-3

"خرید سهام در حال افزایش و فروش سهام در حال سقوط"

سبک تجارت جسی لیورمور در درجه اول مبتنی بر یک رویکرد حرکت بود. سیستم او را می توان به بهترین وجه به عنوان یک سیستم برکنار شتاب اصلی توصیف کرد ، که به دنبال تجارت در جهت شکستن در تلاش برای ضبط حرکات بالقوه بزرگ قیمت بود. به همین ترتیب ، وی از خرید سهام که در حال افزایش بود ، حمایت کرد و سهام فروخته شده را که در حال سقوط بود ، فروخت.

او در اصل روند پس از ذهنیت داشت. او در اوایل متوجه شد که به جای تلاش برای کاهش روند ، می توان با جریان بازار بسیار ساده تر شد. به عبارت دیگر ، او فهمید که چیزی که در حال حرکت است ، در یک جهت خاص حرکت خواهد کرد ، تا و مگر اینکه برخی از نیروهای دیگر برای تغییر مسیر خود عمل کنند.

"فقط پس از عمل بازار وارد تجارت شوید ، نظر شما را تأیید می کند و بلافاصله وارد می شود"

لیورمور معتقد بود که شما باید منتظر بازار باشید تا تعصب خود را قبل از ورود به تجارت تأیید کنید. تأیید می تواند به اشکال مختلفی از قبیل یک استراحت 20 روزه ، حرکت متقاطع متوسط ، سیگنال نوسان ساز فنی ، برای نامگذاری چند مورد باشد. نکته مهم این است که اطمینان حاصل کنید که قبل از تعهد به موقعیتی در بازار ، به تأیید بازار نیاز دارید. هنگامی که بازار آن تأیید را برای شما فراهم می کند ، باید سریع عمل کنید.

برخی از معامله گران در سندرم تجزیه و تحلیل فلج قرار می گیرند. این بدان معناست که آنها مدت زمان ناچیزی را برای تجزیه و تحلیل یک مجموعه خاص می گذرانند ، اما در زمان انجام این کار ، در اجرای سیگنال ورودی زمان سختی خواهند داشت. معامله گرانی که در این گروه قرار می گیرند ، باید در بهبود مهارت های اجرای خود کار کنند.

"هرگز ضرر متوسط ، به عنوان مثال ، خرید بیشتر سهام که سقوط کرده است"

این نقل قول Livermore نیز به همین ترتیب توسط یک معامله گر بزرگ دیگر در دوران اخیر ، پل تودور جونز ابراز شد. یکی از مشهورترین نقل قول های جونز "فقط بازندگان بازنده" است. به عبارت دیگر ، معامله گران باید تشخیص دهند که زمان آن رسیده است که موقعیت از دست دادن را کاهش دهند. هیچ کس دوست ندارد ضرر کند. اما این عدم موفقیت منجر به سقوط بسیاری از معامله گران خوب و در غیر این صورت خوب شده است.

میانگین از دست دادن معاملات ممکن است از نظر تئوری منطقی به نظر برسد ، اما به عنوان یک موضوع عملی این یک استراتژی مدیریت پول در معرض خطر است ، که به طور معمول دیر یا زود خراب می شود. و هنگامی که آن زمان فرا رسید ، اغلب با آن اکثریت سودآوری را که یک معامله گر به دست آورده است ، با خود می برد.

"الگوهای تکرار می شوند ، زیرا طبیعت بشر هزاران سال تغییر نکرده است"

چارتیست های فنی مدتهاست که تشخیص داده اند که الگوهای تکراری وجود دارد که بارها و بارها در بازارها رخ می دهد. و این الگوهای را می توان در هر بازه زمانی از کوچکترین تا بزرگترین مشاهده کرد. به این معنا می توان گفت که بازارها از نظر ماهیت فراکتال هستند و الگوهای خودی در درجه های مختلف در مقیاس تکرار می شوند.

نمودارهای قیمت نشان دهنده احساسات معامله گران و سرمایه گذاران در هر مقطع زمانی معین است. به یک معنا ، نمودارهای قیمت را می توان به عنوان ردپایی که در پشت سر گذاشته شده است ، آشکار شود و اقدامات شرکت کنندگان در بازار را آشکار کند. از آنجا که گرایش انسان به عمل و رفتار با روشی خاص نسبتاً قابل پیش بینی است ، این الگوهای قیمت برای تکنسین آموزش دیده بازار قابل تشخیص است. تا زمانی که طبیعت بشر یکسان باشد ، ردپاهای باقی مانده در نمودارهای قیمت نیز به جای خواهد ماند.

نسخه PDF قابل چاپ کوتاه را خلاصه کنید که خلاصه نکات کلیدی این درس…. برای دانلود اینجا کلیک کنید

افکار پایانی

اکنون باید کمی بیشتر با داستان معامله گر بزرگ ، جسی لیورمور و سوء استفاده های وی در بازار آشنا باشید. از این گذشته ، شما باید برخی از درس های ارزشمند را از گفته های معروف Livermore برداشته باشید. اگرچه او امروز تقریباً یک قرن توسط اکثر بازرگانان از هم جدا شده است ، اما می توان از سبک گمانه زنی های بازار و بینش وی در مورد چگونگی تأثیر عوامل روانشناختی بر بازرگانان در بازار ، چیزهای زیادی آموخت.

0 Flares Twitter 0 Facebook 0 Google+ 0 0 Flares

گوش کن ...

تجارت خود را به سطح بعدی برسانید ، منحنی یادگیری خود را با برنامه آموزش رایگان فارکس من تسریع کنید.< SPAN> نسخه PDF قابل چاپ کوتاه را خلاصه کنید که خلاصه نکات کلیدی این درس…. برای دانلود اینجا کلیک کنید

اخبار رمز ارزها...
ما را در سایت اخبار رمز ارزها دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : علی‌محمد افغانی بازدید : 32 تاريخ : يکشنبه 12 شهريور 1402 ساعت: 18:10