مالیات بر سود سرمایه ، که توسط قانون مالی 1965 در انگلستان معرفی شده است ، مالیاتی است که در مورد تفاوت بین فروش یا قیمت بازپرداخت سهام (یا سایر دارایی) و قیمت خرید در صورت پایین تر است.
اصطلاحات مرتبط:
درباره این صفحه
مالیات بر سود سرمایه
خلاصه
مالیات بر سود سرمایه ، که توسط قانون مالی 1965 در انگلستان معرفی شده است ، مالیاتی است که در مورد تفاوت بین فروش یا قیمت بازپرداخت سهام (یا سایر دارایی) و قیمت خرید در صورت پایین تر است. بر خلاف مالیات بر درآمد ، این مالیات معمولاً فقط در رابطه با هر دفع ، در تاریخ فروش یا بازپرداخت قابل پرداخت است. برخی از دارایی ها ، از جمله برخی از اوراق بهادار با علاقه ثابت ، ممکن است از مالیات بر سود سرمایه معاف باشند. علاوه بر این ، معافیت از این مالیات پس از نگهداری دارایی برای مدت معینی ممکن است اعطا شود. در بعضی موارد ممکن است ضررهای سرمایه در برابر سود سرمایه در سایر دارایی ها جبران شود. مگر اینکه نوعی "نمایه سازی" وجود داشته باشد ، ممکن است مالیات بر سود سرمایه به عنوان ناعادلانه مورد انتقاد قرار گیرد ، به این دلیل که در مواقع تورم ، ارزش سقوط پول را در نظر نمی گیرد: این "کاغذ" را به دست می آورد ، و همچنین موارد واقعی. سیستم نمایه سازی سود سرمایه برای اولین بار در سال 1981 در انگلستان معرفی شد و متعاقباً اصلاح شد. پس از نگهداری دارایی ها به مدت یک سال ، محاسبه هرگونه بدهی مالیاتی سود سرمایه حرکات را در شاخص قیمت خرده فروشی در نظر می گیرد.
URL: https://www. sciencedirect. com/science/article/pii/b9780080982403000084
مالیات تجارت گاز
15. 5. 4 گزینه ها
گزینه ها را می توان در شرایط خاص به عنوان دارایی های مالیاتی سود سرمایه برخورد کرد ، اما اگر گزینه در رابطه با یک مورد تجاری در نظر گرفته شود ، قوانین موجود در بیانیه عمل (14/1991) که در بالا ذکر شد باید اعمال شود. سود یا ضرر در گزینه ای که به عنوان بخشی از یک فعالیت واقعی تجارت گاز انجام می شود ، معمولاً به عنوان بخشی از سود تجاری یا از دست دادن شرکت رفتار می شود.
اگر یک شرکت تولیدی بالادست از گزینه هایی برای محافظت از قیمت فروش گاز خود استفاده کرده است ، بعید است که دفتر مالیات نفت قیمت گزینه را برای اهداف مالیاتی شرکت PRT یا Ring Fence بپذیرد.
در گزینه های شرایط مالیات بر ارزش افزوده ، اعم از معامله و یا بیش از پیشخوان ، خدمات خدمات هستند. قراردادهای گاز در اصل با نرخ استاندارد 17 ½ درصد قابل پرداخت خواهد بود مگر اینکه خریدار (در صورت کسب و کار) در خارج از انگلیس یا جزیره انسان یا در غیر این صورت در خارج از اتحادیه اروپا تأسیس شود. به همین ترتیب گزینه های به دست آمده از شخصی در خارج از انگلیس با 17 درصد درصد به صورت خودپرداخت مالیات می شوند. اگر یکی از طرفین عضو مبادله باشد ، گزینه های معامله شده در مبادلات انگلیس مانند IPE ممکن است صفر باشد. از طرف دیگر گزینه های مربوط به قراردادهای آتی مالی ، از جمله قرارداد آتی گاز IPE ، به طور معمول از مالیات بر ارزش افزوده با محدودیت احتمالی در میزان مالیات بر ارزش افزوده ورودی که باید بازیابی شود ، معاف هستند.
URL: https://www. scienceirect. com/science/article/pii/b9781855734463500249
تصاحب شرکت*
ساندرا بیتون ،. کارین س. توربورن ، در دفترچه راهنمای مالی شرکت های تجربی ، 2008
3. 2. 1 مالیات
قانون درآمد داخلی ایالات متحده (IRC) به سهامداران هدف نیاز دارد تا بلافاصله مالیات سود سرمایه را در خرید تمام نقدی پرداخت کنند. اگر ادغام به عنوان یک سازماندهی مجدد بدون مالیات در بخش 368 IRC واجد شرایط باشد ، به عنوان مثال با استفاده از تمام سهام به عنوان روش پرداخت ، مالیات سود سهامدار هدف تا زمان فروش سهام دریافت شده در این معامله به تعویق می افتد. پیشنهادات سهام نقدی مختلط به عنوان پیشنهادات تمام نقدی رفتار می شود یا قسمت سهام بسته به بخش نقدی و سایر خصوصیات معامله ، به عنوان یک پیشنهاد تمام سهام رفتار می شود. مبنای مالیات در هدف شرکت به شرکت خرید وجود دارد ، مگر اینکه انتخابات 338 انجام شود. تحت انتخابات 338 ، یک مرحله از مالیات بر دارایی های هدف به قیمت پرداخت شده در تصاحب وجود دارد (برونر ، 2004). این انتخابات حاکی از مالیات بر سود سرمایه در هدف است و فقط در شرایط نادر مانند زمانی که ضررهای عملیاتی خالص هدف قابل توجهی (NOL) به دلیل انقضا وجود دارد یا هنگامی که هدف یک شرکت تابعه است ، استفاده می شود.
با توجه به این تفاوت ها در درمان مالیاتی ، شکی نیست که مالیات ها نقش مهمی در انتخاب روش پرداخت پیشنهاد دهنده دارند. مسئله تجربی دشوارتر این است که آیا پیشنهاد دهنده در تمام پیشنهادات CASH باید به سهامداران هدف جبران خسارت در جلو را برای تحقق مجازات مالیاتی سود بالقوه سرمایه و ارزش مزایای مالیاتی استفاده نشده هدف بپردازد. این بستگی به قدرت نسبی چانه زنی پیشنهاد دهنده و هدف دارد و بنابراین معامله خاص است. به عنوان مثال ، اهدافی که روشهای جایگزین کم هزینه برای سرمایه گذاری در مزایای مالیاتی استفاده نشده دارند ، داوطلبان را وادار می کند تا این معامله را بپردازند (گیلسون ، اسکولز و ولفسون ، 1988).
فرضیه H1 در جدول 4 تصریح می کند که اهداف حق بیمه پیشنهادات بالاتری را در پیشنهادات تمام نقدی نسبت به پیشنهادات All-Stock دریافت می کنند ، جایی که این اختلاف جبران مجازات مالیاتی سود سرمایه ذاتی در پیشنهاد نقدی است. مطالعات اولیه که حق بیمه تصاحب را طبق روش پرداخت طبقه بندی می کنند شامل هوانگ و وایلینگ (1987) و هاین (1989) در مورد داده های ایالات متحده ، و فرانک ، هریس و مایر (1988) و اکبو و لانگهر (1989) در زمینه خرید در انگلستان وبه ترتیب فرانسه. این شواهد نشان می دهد که حق بیمه تصاحب در معاملات تمام نقدی نسبت به پیشنهادات تمام سهام ، که با H1 سازگار است ، در واقع به طور قابل توجهی بیشتر است. همچنین ، براون و Ryngaert (1991) از فرضیه خود حمایت تجربی می یابند که سهام کمتر در پیشنهادات مشمول مالیات یافت می شود (پیشنهادهایی که کمتر از 50 ٪ پیشنهاد در سهام پیشنهاد دهنده پرداخت می شود).
از طرف دیگر ، فرانكس ، هریس و مایر (1988) نشان می دهند كه حق بیمه تصاحب در انگلیس حتی قبل از معرفی مالیات بر سود سرمایه در معاملات نقدی بیشتر بود. علاوه بر این ، Eckbo و Langohr (1989) استدلال می کنند که برای جبران خسارت مالیاتی برای القاء رفتار مناقصه ، باید در ارزش گزینه مناقصه (بر خلاف نگه داشتن) سهام هدف قرار گیرد. آنها این ارزش گزینه را با تفاوت بین قیمت پیشنهاد و قیمت سهام مورد انتظار پس از مطلب تقریب می دهند و می یابند که این تفاوت در بین پیشنهادات All-Stock و All-Cash قابل تشخیص نیست. آنها همچنین نشان می دهند که کل حق بیمه کل در All-Cash به خرید اقلیت می پردازد که در صورت مزایای مالیاتی پیشنهاد دهنده ، تعداد کمی از آنها را منتقل می کند (زیرا این دو شرکت قبلاً برای اهداف حسابداری ادغام شده اند). این شواهد از این دیدگاه پشتیبانی نمی کند که حق بیمه تصاحب بزرگتر مشاهده شده در معاملات تمام نقدی توسط فرضیه مالیات H1 هدایت می شود.
URL: https://www. scienceirect. com/science/article/pii/b978044453265750007x
طبقه بندی داده های مالی
2. 6. 11 اطلاعات مالیاتی
هر حوزه قضایی کد مالیاتی خاص خود را دارد. از منظر ابزار مالی ، مالیات های زیر باید در نظر گرفته شود:
مالیات بر سود سرمایه. مالیات هایی که در هنگام فروش یک ساز بیش از آنچه خریداری می شود ، تعلق می گیرد.
مالیات معامله. مالیاتی که بر اساس هر معامله اعمال می شود. نمونه مشهور آن مفهوم مالیات توبین است که در مورد تبدیل ارز اعمال می شود. وظیفه تمبر قابل پرداخت توسط خریدار سهام قدیمی ترین مالیات در انگلیس است. اخیراً تعداد بیشتری از کشورها مالیات معاملات مالی را معرفی کردند. این مالیاتی است که فرار از آن دشوار است.
مالیات بر درآمد اوراق بهادار. این یک مالیات نگهدارنده است که توسط کشورها در مورد سود سهام و درآمد بهره اعمال می شود. در اتحادیه اروپا مالیات نگهدارنده توسط کشوری که یک شهروند در آن حساب دارد ، بازداشت می شود و این مالیات به کشوری منتقل می شود که در آن شهروند مقیم است. افزایش به اشتراک گذاری مرزی اطلاعات به این معنی است که جلوگیری از این مالیات ها سخت تر است.
"قانون انطباق مالیات بر حساب خارجی" (FATCA) شهروندان آمریکایی را ملزم می کند که در خارج از ایالات متحده زندگی کنند تا حساب های مالی غیر آمریکایی خود را فاش کنند و همچنین به موسسات مالی غیر خارجی (FFI) نیاز دارند تا هویت افراد با وضعیت شخص آمریکایی را در خود گزارش دهندحساب به خزانه داری ایالات متحده. هر ابزار مالی دارای وضعیت FATCA (بله ، نه ، یا پدربزرگ) است و هویت چنین اشخاص و دارایی ها را به وزارت خزانه داری ایالات متحده گزارش می دهد.
با توجه به افزایش سرکوب در فرار مالیاتی ، بانک ها باید اطلاعات بیشتری در مورد اینکه در آنجا مالیاتی در آن مالیات می گیرند ، اطلاعات بیشتری کسب کنند و در صورت بروز FATCA برای تعیین وضعیت شخص ما از دارندگان حساب خود با بار سنگین روبرو هستند. به دلیل فشار بین المللی ، کشورهایی مانند سوئیس قوانین اسرار بانکی خود را آرام کرده اند. به اشتراک گذاری مالیات بین کشورهای حاکم در حال افزایش است ، اگرچه برخی از کشورها هنوز اطلاعات بسیار کمی در مورد سهام شرکت ها جمع آوری می کنند و استدلال می کنند که نمی توانند آنچه را که جمع نمی کنند به اشتراک بگذارند.
اصطلاح عملیاتی در اطلاعات مالیاتی صاحب سود نهایی است - شخصی که در پشت یک شرکت است و از یک ساختار خاص بهره می برد. پناهگاه های مالیاتی به طور معمول فاش نمی کنند که سهامداران یک شرکت چه کسانی هستند.
URL: https://www. scienceirect. com/science/article/pii/b978012809762000028
ساختار معامله
معاملات بدون مالیات ناشی از صرافی های 1031 مانند نوع "
دورنمای امکان به تعویق انداختن سود مشمول مالیات به طور نامحدود اغلب با 1031 مبادله املاک و مستغلات مرتبط است. مزایای بالقوه قابل توجه است، با مالیات بر عایدی سرمایه (تا زمان انتشار این کتاب) 15 درصد در سطح فدرال و بین 10 درصد تا 15 درصد در سطح ایالتی. علاوه بر این، مالیات های بازپس گیری استهلاک (یعنی برای تفاوت بین استهلاک شتاب دهی و مستقیم اعمال می شود) نیز ممکن است با نرخ های مالیات بر درآمد قابل اجرا فدرال تا 35 درصد (در زمان چاپ این کتاب) و برخی نرخ های مالیات بر درآمد ایالتی به تعویق بیفتد. نزدیک به 10 درصد
این مفهوم شامل فروش یک ملک و خرید ملک دیگر با محدودیت ها و محدودیت های زمانی خاص است. 1031 مبادلات مربوط به M& A هستند، زیرا آنها ابزاری برای استفاده از دارایی های مشابه برای تامین مالی تمام یا بخشی از قیمت خرید شرکت هدف هستند، در حالی که پرداخت مالیات را به تعویق می اندازند. بخشی از کد مالیاتی ایالات متحده، معروف به 1031، به سرمایه گذاران اجازه می دهد تا مبادله «مانند» املاک سرمایه گذاری را انجام دهند. طیف گسترده ای از املاک سرمایه گذاری را می توان با دیگران مبادله کرد، مانند یک مجتمع آپارتمانی با زمین یا یک ملک نفت و گاز با یک مرکز تجاری نوار تجاری. سرمایه گذاران می توانند به مبادله املاک موجود با املاک جدید با ارزش برابر یا بیشتر ادامه دهند، در حالی که هرگونه عواقب مالیاتی را به تعویق می اندازند.
با به تعویق انداختن پرداخت مالیات، سرمایه گذاران پول بیشتری برای سرمایه گذاری مجدد در املاک جدید دارند. به عنوان مثال، فرض کنید ملکی 10 سال پیش به قیمت 5 میلیون دلار خریداری شده است و اکنون ارزش آن 15 میلیون دلار است. اگر ملک بدون خرید بعدی ملک تقریباً مشابه در بازه زمانی مورد نیاز فروخته شود، صورتحساب مالیات بر عایدی سرمایه فدرال 1. 5 میلیون دلار خواهد بود (یعنی (15 - 5 دلار) × 0. 15). این امر پتانسیل مالیات های ایالتی یا مالیات های بازپس گیری استهلاک را نادیده می گیرد، که اگر مالک کسرهایی برای استهلاک داشته باشد، ممکن است بدهکار باشد. با این حال، با ورود به مبادله 1031، مالک می تواند کل 15 میلیون دلار از فروش ملک را به عنوان پیش پرداخت برای ملک گران تر استفاده کند. اگر سرمایه گذار ملکی با ارزش کمتر به دست آورد، مالیات بر مابه التفاوت تعلق می گیرد.
برای واجد شرایط بودن برای مبادله 1031 ، این ملک باید یک دارایی سرمایه گذاری یا شخصی باشد که در تجارت یا تجارت استفاده می شود (به عنوان مثال ، یک انبار ، فروشگاه یا ساختمان اداری تجاری). مبادلات تأخیر رایج ترین وسیله برای اجرای این نوع استراتژی مالیاتی است. هنگامی که یک ملک فروخته می شود ، یک ملک جایگزینی باید طی 45 روز از بسته شدن مشخص شود. معامله برای املاک جایگزینی باید طی 180 روز بسته شود. یک حزب مستقل ، که به عنوان واسطه واجد شرایط شناخته می شود ، باید درآمد حاصل از فروش را تا زمان خرید ملک بعدی نگه دارد. واسطه نمی تواند طرفی باشد که مستقیماً در معامله شرکت کند ، مانند کارگزار املاک و مستغلات ، وکیل یا حسابدار شما. علاوه بر این ، اگر مالیات دهندگان کنترل درآمد حاصل از فروش را به دست بگیرند ، مبادله "مانند" را باطل می کند. واسطه های واجد شرایط را می توان با تماس با فدراسیون اسکان مبادله (www. 1031. org) یافت.
در مبادله دارایی بدون مالیات ، News Corp در اوایل سال 2007 به توافق رسید تا 19 درصد یا 11 میلیارد دلار سهام در غول رسانه ای در ازای سهام 38. 6 درصد سهام News Corp در گروه تلویزیونی ماهواره ای DirectV ، 550 میلیون دلار پول نقد ، خریداری کند. و سه کانال تلویزیونی ورزشی. در حالی که این دو سرمایه گذاری تقریباً برابر با ارزش بودند ، مدیریت لیبرتی معتقد بود که سهام DirecTV با گمانه زنی ها در مورد معامله قریب الوقوع متورم شده است. دارایی های نقدی و رسانه ای برای اطمینان از این که Liberty Media در حال تبادل سهام خود در News Corp برای دارایی های "مانند نوع" از یک ارزش معادل یا بالاتر برای واجد شرایط بودن به عنوان مبادله بدون مالیات است ، اضافه شد. با ساختار معامله به این روش ، معامله به جای فروش دارایی به عنوان مبادله دارایی تلقی می شود و در نتیجه رسانه های آزادی قادر به صرفه جویی در میلیارد ها دلار مالیات هستند که به دلیل پایین بودن سرمایه گذاری در آن در سرمایه گذاری خود بدهکار است. News Corp. اگر دارایی ها واگذار شده بودند ، این دو شرکت به دلیل افزایش احتمالی فروش این دارایی ها ، 4/5 میلیارد دلار مالیات پرداخت می کردند (آنگوین و دراکر ، 2006). به همین ترتیب ، شرکت Berkshire Hathaway سهم 16. 3 درصد سهام خود را در گروه بیمه White Mountains برای دو شرکت تابعه این شرکت و 751 میلیون دلار پول نقد معامله کرد. شرایط ارزش معامله سهام کوههای سفید برکشایر با 836 میلیون دلار. از آنجا که این معامله به عنوان مبادله دارایی ساختار یافته است ، هیچ یک از شرکت ها انتظار ندارند سود مشمول مالیات را در معامله ثبت کنند.
URL: https://www. scienceirect. com/science/article/pii/b978012374878200012x
مسائل حقوقی در cryptocurrency
Vrajlal Sapovadia، در کتابچه راهنمای ارز دیجیتال، 2015
13. 2. 3 حوادث مالیاتی و حق تمبر
کریپتوکارنسی یک ارز است و از این رو یک دارایی است. بنابراین، معاملات ارزهای دیجیتال مانند هر دارایی یا ارز دیگر مشمول مالیات هستند. تراکنش ارزهای دیجیتال ممکن است مالیات بر سود سرمایه، مالیات بر درآمد، مالیات تراکنش و مالیات بر ثروت را جذب کند. حتی اگر تراکنش ارز دیجیتال باطل و غیرقانونی باشد، قانون مالیات این اختیار را دارد که از چنین تراکنش هایی مالیات بگیرد. در مارس 2014، خدمات درآمد داخلی در ایالات متحده حکم داد که بیت کوین به عنوان دارایی برای اهداف مالیاتی در مقابل ارز قرار می گیرد. این بدان معناست که بیت کوین مشمول مالیات بر عایدی سرمایه خواهد شد. درآمد حاصل از تراکنش با استفاده از ارز دیجیتال را مشمول مالیات می کند، اما درآمد یا معامله را قانونی نمی کند. هر درآمد غیرقانونی به همان اندازه مالیات را جذب می کند. تعاریف مالیات بر درآمد و مالیات بر ثروت هند زمانی که قرار است بر درآمد یا دارایی مشمول مالیات شود، گسترده و آزاد هستند، اما نرخ مالیات به آن درآمد یا دارایی قانونی نمی دهد. معامله ارز دیجیتال ممکن است با مالیات تراکنش محاسبه شود.
ارز دیجیتال ممکن است به عنوان وسیله مبادله، ابزار قابل معامله، دارایی و موضوع قرارداد در نظر گرفته شود. بسته به تراکنش و قدرت قانون برای مالیات بر این تراکنش، موارد مالیاتی مربوط به ارزهای دیجیتال است. برخی از مالیات هایی که می توان دریافت کرد عبارتند از: مالیات بر درآمد، مالیات هدیه، مالیات بر ثروت، مالیات بر ارزش افزوده، مالیات بر خدمات، مالیات بر ارث، مالیات بر معامله، مالیات بر عایدی سرمایه، مالیات بر دارایی و بسیاری دیگر.
آدرس اینترنتی: https://www. sciencedirect. com/science/article/pii/B9780128021170000138
مالیات، ریسک پذیری و رفتار پرتفوی خانوار*
3. 1 رفتار اجتناب از مالیات بر عایدی سرمایه و زیان دهی
قبل از پرداختن به شواهد تجربی در مورد تحقق سود سرمایه و نرخ های مالیاتی، توصیف رفتار بهینه سرمایه گذار در حضور مالیات بر سود سرمایه مبتنی بر تحقق مفید است. حتی یک بررسی گذرا از استراتژی های بهینه تجارت دارایی در یک بازار سرمایه کارآمد با چنین مالیاتی ممکن است نتایج شگفت آوری ایجاد کند. به طور خاص، سرمایه گذاران زیرک و برنامه ریزان مالیاتی می توانند در برخی موارد بدهی مالیاتی بر عایدی سرمایه منفی را در تمام دوره ها تا زمان مرگ خود ایجاد کنند و سپس از گام های پایه برای کاهش تمام بدهی مالیات بر عایدی سرمایه مادام العمر خود در مورد سودهای انباشته استفاده کنند.
تعدادی از مطالعات ، سیاست تحقق بهینه را برای یک سرمایه گذار با امنیتی که دارای سود یا ضرر جمع شده است ، در نظر گرفته اند. برخی از ویژگی های سیاست تحقق بهینه ساده است. به عنوان مثال ، یک سرمایه گذار که دارای اوراق بهادار است که از آنجا که آنها را خریداری کرده اند ، ارزش خود را کاهش داده اند می تواند با تحقق سریع ضرر ، ارزش فعلی تخفیف کسر مالیات خود را به حداکثر برساند. در مقابل ، یک سرمایه گذار با سود سرمایه گذاری شده ممکن است با نگه داشتن سود تا حد امکان ، مالیات های این سود را به تعویق بیندازد و از نظر ایده آل تا زمانی که او بمیرد و ارزش مبنای دارایی افزایش یابد.
در حالی که توافق وجود دارد مبنی بر اینکه دارایی های مستهلک باید فوراً فروخته شوند ، در مورد رفتار مناسب دارایی های قدردانی اختلاف نظر وجود دارد. کنستانتینیدس (1984) استدلال می کند که سود باید تا زمانی که باید تحقق یابد تا نیازهای مصرف را برآورده سازد یا تا زمانی که پایه و اساس در هنگام مرگ برآورده شود ، انجام شود. با این حال ، دامون و اسپات (1996) نشان می دهند که برای پایین بودن سطح هزینه های معامله ، به محض واجد شرایط بودن سود آنها برای وضعیت بلند مدت ، می توان بهینه فروش دارایی های قدردانی نیز بهینه بود. دلیل این امر این است که با فروش دارایی قدردانی و سپس خرید مجدد آن ، سرمایه گذار می تواند فرصتی برای تحقق ضرر کوتاه مدت در آینده ایجاد کند.
تعدادی از مطالعات اخیر بینش نظری یا تجربی جدیدی در مورد موضوع زمان مالیات ایجاد کرده اند. للند (2000) قانون تجارت بهینه را در حضور مالیات بررسی می کند ، و او می یابد که با هزینه های معاملات "منطقه ای از عدم تحرک" وجود دارد که در آن سرمایه گذاران تجارت نمی کنند ، بلکه با هزینه های کم هزینه تجارت (یا سود کافی و به اندازه کافی و سود کافی و به اندازه کافیضررها) استراتژی های Dammo n-Spatt هنوز بهینه هستند. Dammon ، Spatt و Zhang (2001) همچنین رفتار بهینه مصرف و تصمیمات تحقق را در صورت وجود مالیات بر سود سرمایه بررسی می کنند.
تحقیقات تجربی در مورد ارزش گزینه های زمان بندی مالیات محدود است. Brickley ، Manaster و Schallheim (1991) بررسی می کنند که چگونه تخفیف در صندوق های متقابل بسته به نوسانات اوراق بهادار اساسی که توسط صندوق نگهداری می شود ، مربوط می شود. آنها استدلال می كنند كه ارزش گزینه زمان بندی مالیات بر صندوق كمتر از سبد گزینه های زمان بندی مالیات بر اوراق بهادار فردی است و با افزایش نوسانات باید این دیفرانسیل بزرگتر شود. نتایج تجربی آنها از این پیامدهای تحلیل مالیات پشتیبانی می کند ، اگرچه ممکن است با توضیحات دیگر نیز سازگار باشد. Chay ، Choi و Pontiff (2000) همچنین ارزش گزینه های زمان بندی مالیات را آزمایش می کنند ، در این مورد با مطالعه ارزش بازار تحقق اجباری سرمایه. آنها نتیجه می گیرند که نرخ مالیات مؤثر در حدود نود درصد از نرخ مالیات قانونی در مورد سود تحقق یافته است. همچنین در مورد رفتارهای تایم مالیاتی در بازارهای اوراق قرضه کارهایی انجام شده است. به عنوان مثال ، Prisman ، Roberts and Tian (1996) شواهدی را پیدا می کنند که سرمایه گذاران از "گزینه های زمان بندی مالیات" در بازار اوراق قرضه کانادا استفاده می کنند.
می توان فراتر از تجزیه و تحلیل سیاست تحقق بهینه برای دارایی هایی که یک سرمایه گذار از قبل برای پرسیدن یک سؤال کلی تر پرسیده است ، فراتر رود: آیا سرمایه گذاران می توانند استراتژی های نمونه کارها را دنبال کنند که باعث کاهش سود سرمایه آنها یا بدهی مالیات بر درآمد می شود ، و در این صورت ، این استراتژی ها چه مواردی را شامل می شوند؟مطالعات متعددی خاطرنشان كرده اند كه اگر سرمایه گذاران بتوانند در اوراق بهادار با بازده همبستگی منفی ، موقعیت های بزرگی را به دست آورند ، می توانند ضرر و زیان سرمایه ای ایجاد كنند كه می تواند برای جبران انواع دیگر درآمد سرمایه استفاده شود.
ساده ترین تصویر از یک استراتژی از دست دادن ، که در کنستانتینید ها و اسکولز (1980) و استیگلیتز (1983) توضیح داده شده است ، شامل دو اوراق بهادار با بازده کاملاً منفی است. یک موقعیت طولانی و کوتاه در همان امنیت یک تصویر خوب است. در ابتدای سال مالیاتی ، یک فرد 100 سهم سهام در شرکت X را خریداری می کند و در همان زمان ، وی 100 سهم کوتاه از این سهام را به فروش می رساند. این جفت معاملات نیازی به تعهد به ارزش خالص ، حداقل در یک بازار مالی بدون اصطکاک ندارد. سرمایه گذار تا پایان سال مالیات دو موقعیت را در اختیار دارد ، در این زمان او یا سهام خود را می فروشد یا موقعیت کوتاه خود را می بندد. کدام معامله را انجام می دهد بستگی به عملکرد قیمت سهام شرکت X در طول سال دارد. اگر سهام قدردانی کرده باشد ، سرمایه گذار موقعیت طولانی خود را در سهام کسب می کند ، بنابراین موقعیت کوتاه خود را بسته و از دست می دهد. اگر قیمت سهام کاهش یافته باشد ، او سهام خود را به فروش می رساند ، در نتیجه تحقق ضرر می کند و موقعیت کوتاه را حفظ می کند. این استراتژی در سال مالیاتی جاری ضرر خاصی را به همراه دارد و یک پیشروی خاص از سود حاصل از سال آینده.
معامله ترسیم شده در بالا منجر به ضرر مجاز سرمایه تحت قوانین مالیاتی فعلی نمی شود ، زیرا یک سرمایه گذار با یک موقعیت طولانی و کوتاه در همان امنیت در امنیت اساسی "در معرض خطر" نخواهد بود. با این وجود ، می توان استراتژی هایی مشابه آنچه را که در بالا توضیح داده شد با استفاده از دو اوراق بهادار بسیار همبستگی اما ناقص ، مانند سهام در دو شرکت نفتی یا فولاد یا با استفاده از اوراق بهادار مشتق ، دنبال کنید. جذابیت استراتژی های این نوع به هزینه های معاملات مرتبط با ایجاد موقعیت های مختلف بستگی دارد.
درجه ای که سرمایه گذاران استراتژی های تولید از دست دادن سرمایه را دنبال می کنند ، یک مسئله تجربی است. Poterba (1987) داده ها را بر اساس فروش پرونده داده های دارایی های سرمایه در سال 1985 ارائه داد. این داده ها نشان می دهد که کمتر از یک پنجم از سرمایه گذاران ، و احتمالاً تنها یک دهم ، حداکثر سطح کسر ضرر خالص سرمایه را درک می کنند ، همانطور که تجزیه و تحلیل قبلی نشان می دهد. توجه به این نکته حائز اهمیت است که تلفات سرمایه بیش از 3000 دلار را نمی توان از درآمد عادی کسر کرد. سیهون و اسکینر (1994) شواهدی را مطابق با Poterba (1987) می یابند ، به نظر می رسد که سرمایه گذاران نسبتاً کمی ضررهای تحقق یافته خالص دارند ، همانطور که انتظار داریم اگر سرمایه گذاران از استراتژی های کنستانتینی د-شول ز-استیگلیتز برای ایجاد ضرر استفاده می کردند. Auerbach ، Burman و Siegel (2000) دریافتند که داده های مربوط به سالهای مالیاتی در دهه 1990 نشان می دهد که بخش بسیار بالاتری از سرمایه گذاران (تاکنون یک سوم) گزارش ضرر خالص سرمایه را نشان می دهد. این ممکن است نشان دهنده رشد در پیچیدگی سرمایه گذار یا تغییر در توزیع اساسی بازده بر دارایی هایی باشد که برای اهداف مالیاتی فروخته می شوند. برای توضیح این الگوی تغییر ، کار بیشتری لازم است.
یک مشکل کلی در ادبیات مربوط به مالیات و رفتار بهینه تجارت ، چیزی از یک راز است. اودیان (1998) و شفرین و استاتمن (1985) نشان می دهند كه سرمایه گذاران انفرادی تمایلی به تحقق ضرر خود ندارند ، تا حدودی به این دلیل كه هزینه های روانشناختی برای تصدیق اینكه فرد در تجارت زیان شرکت کرده است وجود دارد. Grinblatt و Keloharju (2000 ، 2001) بیشتر عواملی را که باعث تجارت با مجموعه داده های غنی بر روی سرمایه گذاران فنلاندی می شود ، بررسی می کنند. داده های آنها پشتیبانی از نقش تجارت از دست دادن مالیات توسط سرمایه گذاران را ارائه می دهد. کار آینده برای پیوند این ادبیات با مطالعات مربوط به رفتار تحقق مطلوب در بازارهای سرمایه کامل لازم است.
URL: https://www. sciencedirect. com/science/article/pii/s1573442002800210
نقش دولت و گزینه های جایگزین برای سیاست
9. 2 مالیات
حداقل چهار نوع مشوق مالیاتی وجود دارد که امور مالی کارآفرینی را در سراسر جهان امکان پذیر می کند ، همانطور که در صفحه A از جدول 9. 1 خلاصه شده است. اولین مکانیسم مالیاتی ، مالیات بر سود سرمایه ، شاید شناخته شده ترین باشد. مالیات بر سود سرمایه به طور گسترده ای به عنوان یکی از مهمترین ابزارهای حقوقی برای تحریک بازارهای سرمایه گذاری سرمایه گذاری شناخته می شود ، و هم تئوری و هم شواهد تجربی علیت مستقیم از مالیات سود پایین سرمایه تا سرمایه سرمایه گذاری بیشتری را نشان می دهد. 3 جمع آوری کمک های مالی سرمایه گذاری در ایالات متحده از 68. 2 میلیون دلار در سال 1977 به 2. 1 میلیارد دلار در سال 1982 افزایش یافته است زیرا کاهش نرخ مالیات سود سرمایه از 35 ٪ در سال 1977 به 20 ٪ در سال 1982 وجود دارد (شکل 4. 16 را ببینید). از آنجا که بنگاه های کارآفرینی به طور معمول جریان نقدی مثبت برای پرداخت بهره به بدهی و سود سهام در برابر سهام را ندارند ، سرمایه داران سرمایه گذاری همواره با دیدگاه به سمت خروج و سود سرمایه های متعاقب سرمایه گذاری می کنند. بنابراین ، سیاست مالیاتی در حوزه مالیات بر سود سرمایه برای تأمین مالی سرمایه به ویژه از اهمیت ویژه ای برخوردار است.
دوم، بسیاری از کشورها در سراسر جهان مشوق های مالیاتی را برای هزینه های تحقیق و توسعه اتخاذ می کنند (به عنوان مثال، بلوم و همکاران، 2002 را ببینید). برای مثال، در استرالیا، قبل از سال 2001، یک امتیاز مالیاتی 125 درصدی برای همه شرکت هایی که هزینه های تحقیق و توسعه واجد شرایط را داشتند، وجود داشت. در سال 2001، یک تغییر سیاست وجود داشت که 125٪ تخفیف ("تغییر") برای شرکت هایی با هزینه های تحقیق و توسعه بین 20000 دلار استرالیا و یک میلیون دلار استرالیا و گردش مالی کمتر از 5 میلیون دلار استرالیا ایجاد کرد. تغییر سیاست در سال 2001 همچنین امتیاز مالیاتی 175 درصدی تحقیق و توسعه ("امتیاز حق بیمه") را معرفی کرد. امتیاز حق بیمه شاید منحصربه فردترین ویژگی تغییر سیاست باشد، زیرا انگیزه هایی برای تسریع هزینه های تحقیق و توسعه فراهم می کند: نرخ حق بیمه 175% فقط برای تحقیق و توسعه افزایشی بالاتر از آخرین تاریخ 3 ساله شرکت از میانگین هزینه های تحقیق و توسعه در دسترس است. کامینگ (2006b) نرخ انگیزه یا میزان هزینه های تحقیق و توسعه اضافی را که برای هر دلار منفعت از امتیازات مالیاتی به یک شرکت داده می شود، برای طرح های مختلف در سیاست مالیاتی تحقیق و توسعه استرالیا بررسی کرد. نرخ تشویقی برای جبران مالیات (که برای شرکت های دارای محدودیت مالی اعمال می شود) بیشتر از 100٪ نیست. در مقابل، میزان انگیزه در استرالیا توسط کامینگ (2006b) به طور قابل توجهی بیشتر از 100٪ برای امتیاز حق بیمه با موانع انگیزشی برای هزینه بیشتر در تحقیق و توسعه نسبت به سال های قبل برآورد شده است، و تخمین زده می شود که بسیار بیشتر از کشورهای بدونموانع ویژه (همانطور که توسط بلوم و همکاران، 2002 و دیگران برآورد شده است). از این رو، طراحی سیاست مالیاتی تحقیق و توسعه استرالیا با انگیزه های مالی با موانعی برای افزایش هزینه های تحقیق و توسعه، به طور قابل توجهی تحقیق و توسعه بیشتری را به شیوه ای مقرون به صرفه القا می کند. تجربه استرالیا با تغییر سیاست در سال 2001 نشان می دهد که سیاست مالیاتی در مورد تحقیق و توسعه 4 در سایر کشورها ممکن است از اجرای امتیازات برتر مانند استرالیا سود ببرد.
سوم ، مالیات گزینه های سهام یکی دیگر از مکانیسم های مهم برای تسهیل کارآفرینی در ایالات متحده است. سرویس درآمد داخلی منفعل به ارزیابی گزینه های سهام کارمندان که باعث می شود مردم برای شروع شرکت ها انگیزه دهند ، به دست می آورد: "[شرکت های سرمایه گذاری] [شرکت های ortfolio [در ایالات متحده] سهام ترجیحی قابل تبدیل را برای دستیابی به درمان مالیاتی مطلوب تر برای کارآفرین و سایر موارد صادر می کندکارمندان شرکت نمونه کارها. هدف این است که جبران تشویقی از مالیات فعلی با نرخ درآمد عادی را به خود اختصاص دهیم ، بنابراین مدیران می توانند از تعویق مالیات (تا زمانی که جبران تشویقی فروخته نشود ، یا طولانی تر) و نرخ مالیات ترجیحی ... [با اختصاص ارزش مصنوعی کم به سهام مشترک کارآفرینان لذت ببرند. ادعا در زمان سرمایه گذاری] "(گیلسون و شیزر ، 2003 ، صص 876-878). مشخص نیست که آیا این نوع انگیزه مالیاتی در عمل اعمال می شود (این عمل قانون مالیات است و نه یک قانون خاص) در سایر کشورها ، اما شواهد تا به امروز نشان می دهد که کاربرد آن بسیار کمتر از ایالات متحده نسبت به ایالات متحده نسبت به ایالات متحده نسبت به ایالات متحده نسبت به ایالات متحده نسبت به ایالات متحده نسبت به ایالات متحده نسبت به ایالات متحده نسبت به ایالات متحده نسبت به ایالات متحده بسیار کمتر است. به عنوان مثال ، کانادا. 5
چهارم ، مشوق های مالیاتی برای مدیران صندوق سرمایه گذاری برای ایجاد صندوق های دریایی در پناهگاه های مالیاتی وجود دارد. حوزه های قضایی با ارزش مالیاتی شامل ، به عنوان مثال برمودا ، جزایر کیمن و لابوان (مالزی) است. ساختار و مدیریت این صندوق های سرمایه گذاری در فصل 5 این کتاب مورد بررسی قرار گرفت (همچنین به کاممینگ و یوهان ، 2006a مراجعه کنید). در فصل 5 ، ما توضیح دادیم که هر دو وجوه دریایی ورودی وجود دارد (که توسط سرمایه گذاران نهادی از کشورهای مختلف و سرمایه گذاری های ویژه در یک کشور سرمایه گذاری می شود) و صندوق های دریایی خارج از کشور (که توسط سرمایه گذاران نهادی از یک کشور برای آنها ایجاد شده است. صندوق سرمایه گذاری در کشورهای مختلف به طور بالقوه). ما دیدیم که ، از نمونه 50 بودجه از 17 کشور در سراسر جهان ، 28 ٪ از بودجه برون مرزی و 12 ٪ بودجه در خارج از کشور بودند. به طور کلی ، داده های فصل 5 نشان می دهد که مشوق های قابل توجهی برای صندوق های سرمایه گذاری در حوزه های قضایی برون مرزی ایجاد می شود زیرا سرمایه گذاران می توانند هنگام بازگشت سود خود از حوزه های قضایی مختلف که این صندوق سرمایه گذاری کرده است ، از توافق نامه های مضاعف استفاده کنند. دولت ها باید مراقب باشند تا صندوق های دریایی را که در صلاحیت خود سرمایه گذاری می کنند ، نظارت کنند تا اطمینان حاصل شود که سرمایه گذاری باعث تسهیل فرار مالیاتی نمی شود.
بسیاری از صندوق های سرمایه گذاری در خارج از کشور ، بسیاری از صندوق های سرمایه گذاری در اروپا از طریق یک شرکت هلدینگ واسطه ای که در لوکزامبورگ ساکن است ، در نهادهای آلمانی سرمایه گذاری می کنند. این صندوق را قادر می سازد قوانین مالیاتی مطلوب تری را در لوکزامبورگ بدست آورد. مفسران صنعت معتقدند که این یک انگیزه مهم برای سرمایه گذاری سرمایه گذاری در آلمان است و پیشنهادات برای مهار این انگیزه مالیاتی مورد انتقاد قرار گرفته است (با وجود ضرر درآمدهای مالیاتی به آلمان). 6 درس از مثال لوکزامبور گ-آلمانی این است که برای تسهیل سرمایه گذاری در مقابل جمع آوری درآمد مالیاتی ، باید تعادل مهمی برای درمان مالیاتی مطلوب وجود داشته باشد.
مسئله نهایی مربوط به مالیات ، معالجه مالیاتی برای سرمایه گذاری برای سرمایه گذاری و مدیران صندوق سهام خصوصی بوده است. مدیران صندوق در حال حاضر (در سال 2007) از مالیات بهره مندرج در نرخ مالیات پایین سود سرمایه برخوردار هستند. نرخ مالیات سود سرمایه به منظور جبران کارآفرینان به دلیل خطر سرمایه خود ، پایین تر از نرخ مالیات بر درآمد است. اما برای پایین آمدن نرخ مالیات سود سرمایه ، مشوق های کمبودی برای ریسک سرمایه وجود خواهد داشت. یکی از دلایلی که سیاست گذاران در حال تجدید نظر در مورد مالیات مالیاتی از سرمایه گذاری سرمایه گذاری و صندوق های سهام خصوصی هستند این است که سرمایه در معرض خطر نیست ، سرمایه مدیران صندوق نیست بلکه سرمایه سرمایه گذاران نهادی است. از این رو ، از یک دیدگاه ، مدیران صندوق به ناحق با نرخ پایین مالیات می شوند. هنوز هم تغییراتی در درمان مالیاتی با بهره حمل شده مشاهده خواهد شد یا خیر ، هنوز دیده نمی شود. 7 در مورد ایجاد هرگونه تغییر در معالجه مالیاتی مورد علاقه حمل شده ، مانند ارزش نامتناسب افزوده شده توسط صنعت برای رشد اقتصادی ، و این نگرانی که تغییر مالیاتی برای صنعت مضر است ، ضد آبهای مختلفی وجود دارد.
URL: https://www. scienceirect. com/science/article/pii/b9780124095373000098
سازمان ، جبران خسارت ، مقررات و شرکای محدود
مالیات
از نظر تاریخی ، بهره حمل شده براساس نرخ سود بلند مدت سرمایه 20 ٪ ، به جای مالیات بر درآمد معمولی تا 39. 6 ٪ یا نرخ مالیات سود سرمایه شرکت 35 ٪ مالیات می شود. برای بسیاری به نظر می رسد ناعادلانه است که یک صندوق سهام خصوصی که به عنوان مشارکت فعالیت می کند ، مجاز به پرداخت نرخ مالیات است که 15 ٪ کمتر از نرخ مالیاتی است که شرکت های دولتی برای سود سرمایه می پردازند. به همان اندازه نسبت به برخی این واقعیت ناعادلانه است که مدیران صندوق های سهام خصوصی از طریق بهره حمل شده جبران خسارت دریافت می کنند که با 19. 6 ٪ کمتر از نرخی که در مورد بسته های جبران خسارت کارمندان صندوق های مدیریت دارایی سنتی که حقوق و جبران خسارت دریافت می کنند ، دریافت می کنند. به جای اینکه سود داشته باشد (با فرض اینکه بالاترین نرخ مالیات حاشیه ای را بپردازند). اگرچه استدلال های کارآیی در برابر افزایش مالیات بر مدیران صندوق های سهام خصوصی وجود دارد (این امر باعث می شود تعداد شرکت کنندگان باعث کاهش رقابت و تغییر رفتار مدیر کمتر شود و منجر به تخصیص ناکارآمد منابع شود) ، استدلال هایی که به نفع یک ساختار مالیاتی مساوات تر هستند (که مبتنی بر آن استدلیل منطقی که GPS یک صندوق سهام خصوصی به جای سرمایه گذاری جبران می شود و بنابراین باید بر این اساس مالیات داده شود) ممکن است روزی منجر به مالیات بالاتر برای اصولگرایان GP شود. با این حال ، نرخ مالیات هنوز برای بهره حمل شده تغییر نکرده است.
URL: https://www. scienceirect. com/science/article/pii/b9780128047231000190
حسابداری و مالیات
3. 5. 2. 3 مالیات بر سود سرمایه
اگر یک ملک بیش از قیمت خرید اصلی خود به علاوه میزان پیشرفت ، به فروش می رسد ، فروشنده نه تنها تمام استهلاک های گرفته شده را پس خواهد گرفت بلکه - تا آنجا که قیمت فروش از قیمت خرید تعدیل شده فراتر می رود - فروشنده نیز دارایسود سرمایهسود سرمایه در دارایی های کمتر از یک سال ، سود سرمایه کوتاه مدت است که مشمول مالیات بر درآمد عادی هستند. دستاوردهای دارایی که بیش از یک سال در آن نگهداری می شود ، سود سرمایه بلند مدت است. سود سرمایه بلند مدت در حال حاضر با نرخ 15 درصد مالیات می شود.
در این حالت ، دارایی به دلیل وخامت جسمی از نظر ارزش کاهش نیافته است. در حقیقت ، صرف نظر از سن و وضعیت جسمی ، در ارزش اقتصادی افزایش یافته است.
اگر قیمت فروش از قیمت اصلی خرید به علاوه هزینه پیشرفت ها فراتر رود ، سود باید بین بازپرداخت و سود سرمایه تقسیم شود. مبلغی که قیمت فروش بیش از قیمت خرید تعدیل شده است ، به بهبود قیمت گفته می شود و مشمول مالیات بر سود سرمایه است. تفاوت بین قیمت خرید تعدیل شده و مبنای تعدیل شده ، استهلاک بازیابی می شود و در معرض مالیات بازپس گیری است.
مالیات بر سود سرمایه = نرخ مالیات سود سرمایه ∗ (قیمت فروش - قیمت خرید تعدیل شده)
نمونه محاسبه مالیات سود سرمایه
در مثال بالاتر از قیمت فروش 1،250،000 دلار به جای 1،100،000 دلار است
Because $1,250,000 is>استهلاک 850،000 دلار بازپرداخت شده است. مقدار بازپرداخت برابر است با کمتر (قیمت فروش - مبنای تعدیل شده) یا (استهلاک گرفته شده)
کمتر (1،250،000 دلار - 850،000 دلار = 400،000 دلار) یا (250،000 دلار) = 250،000 دلار
بازپرداخت مالیات = بازپرداخت نرخ مالیات ∗ استهلاک بازیابی شد
= 0. 25 ∗ 250،000 $ = 62،500 دلار
If $1,250,000 is>1،100،000 سپس بهبود قیمت برابر با 150،000 دلار است
مالیات بر سود سرمایه = سود سود سرمایه نرخ مالیات ∗ بهبود قیمت
= 0. 15 ∗ 150،000 $ = 22،500 دلار
مالیات بر کل = مالیات بر سود سرمایه + مالیات بازپس گیری
اخبار رمز ارزها...
ما را در سایت اخبار رمز ارزها دنبال می کنید
برچسب : نویسنده : علیمحمد افغانی بازدید : 38 تاريخ : پنجشنبه 19 مرداد 1402 ساعت: 16:50