وقتی هفت هفته پیش کمپین خود را در شیکاگو افتتاح کردم ، به طور خلاصه و آشکارا در مورد موضوعات این کمپین صحبت کردم. پس از آن آدرس ، من به مردم کشور بستر حزب خود را بیان کردم. به ترتیب منطق باید این آدرس را به سکوی جمهوریخواه و گفتار پذیرش حریف خود اختصاص دهم. بنابراین ، لازم است که نه تنها در مورد این اظهارات بحث کنم ، بلکه آنها را در پرتو سیاست ها و وعده های جمهوری خواهان در چند سال گذشته در نظر بگیرید. انجام این کار بدون انتقاد شدید غیرممکن است.
پشیمان می شوم که ضرورت ، زیرا انتقاد مخرب هرگز به خاطر خودش توجیه نمی شود. و با این حال ، برای ساخت ما ابتدا باید زمین را پاک کنیم. ما باید دریابیم که چرا رهبری جمهوریخواه - و به شما توجه می کند ، من از طریق این کمپین من در مورد میلیون ها زن و مرد خوب که حزب جمهوری خواه را تشکیل می دهند صحبت نمی کنم ، من به اظهارات خود به رهبری جمهوری خواهان می پردازم - چرا اینرهبری جمهوریخواه خیلی ناخواسته ساخته شد. ما باید دلایلی را که باعث فروپاشی کل ساختار شده است ، تعیین کنیم.
ما باید برای تعیین شخصیت لازم بنیاد ، از منزل استفاده کنیم. برای توجیه حق ساخت ما باید نه تنها یک برنامه صوتی را نشان دهیم ، بلکه در مقابل ، این طرح منجر به امید به چیزهای بهتر می شود.
هر دو سیستم عامل و سخنان پذیرش هر دو نامزد حداقل در مورد یک چیز توافق کرده اند: مسئله اصلی این کمپین وضعیت اقتصادی است. اکنون از مردم خواسته شده است كه قضاوت كنند كه آیا دولت فعلی در سیاست های اقتصادی خود عاقلانه بوده است ، همانطور كه در اظهارات و اقدامات رئیس جمهور نشان داده شده است. فقط به این معنا این انتقاد به یک فرد هدایت می شود.
من پیشنهاد می کنم نشان دهم که این رهبری از نیروهایی که در زندگی اقتصادی کشور درگیر شده اند ، سوء تفاهم کرده است ، که باعث ایجاد یک رونق گسترده سوداگرانه می شود ، و این که وقتی حساب می آمد ، دولت صریح و صادقانه نبود ، با مردم و توسط مردمبیانیه ها و اقدامات اشتباه ، تعدیل لازم را به تعویق انداخت.
بخش عمده ای از مشکلات ما ناشی از آنچه رئیس جمهور به عنوان "مبنای جدیدی در رابطه دولت با تجارت توصیف کرده بود ، ناشی شد ؛ در حقیقت ، رابطه جدیدی از دولت با شهروندان خود". این واقعیت که او معتقد است این سیاست قطعاً بر تجارت تأثیر می گذارد ، بارها ادعا کرده است. به عنوان مثال ، وی در گرفتن اعتبار برای گسترش تجارت صادرات ، گفت: "این شانس نیست ... اتفاقاتی از این دست اتفاق نمی افتد."
در اینجا پرونده خلاصه شده در سخنان خود رئیس جمهور است. وی در سنت لوئیس در سال 1928 گفت: "بدون سیاست های عاقلانه ای که حزب جمهوری خواه طی هفت سال و نیم گذشته مؤثر بوده است ، سعادت بزرگی که اکنون از آن لذت می بریم امکان پذیر نبود."
دوستان من را به یاد داشته باشید ، با توجه به ادعاهای فعلی مبنی بر اینکه دولت نمی تواند بر شرایط تجاری تأثیر بگذارد. او حتی ادعا می کند که باید مسئولیت آنچه ارتش را انجام می دهد و به کجا می رود ، بر عهده بگیرد.
این بسیج تجارت به عنوان رئیس جمهور با استفاده از روش های تبلیغی و تبلیغات ، همیشه نقص خواهد داشت. قدرت او برای تأثیرگذاری بر افکار عمومی بسیار عالی است ، اما این رانندگی ، همانطور که به خوبی بیان شده است ، همیشه رانندگی پشت صندلی-بی اثر و خطرناک است.
جدا از بیهودگی و خطر چنین مداخلات ، اندیشه رئیس جمهور عزیمت گسترده ای از سنت جمهوری خواهان است که توسط شعار رئیس جمهور هاردینگ از دولت کمتر در تجارت ابراز شد. جمهوریخواهان در همه جا باید این را در سال جاری سال 1932 درک کنند و ببینند. این کاملاً با سنت های حزب آنها بیگانه است. تصادف این دو سیاست به همان اندازه مخلوط آتش و پودر خطرناک است. این حماقت غم انگیز چهار سال گذشته است.
حتی قبل از انتخاب آقای هوور ، مسابقه وحشتناکی بین افزایش ثروت حباب در بازار سهام و افزایش موج بیکاری آغاز شد. سوابق شخصی آقای هوور در وزارت بازرگانی نشان داد که در چهار زمینه اصلی اشتغال در سال 1925 در سال 1925 از 2،000،000 مرد کمتر در محل کار وجود داشته است ، اگرچه جمعیت و تولید بسیار زیاد شده است و بسیاری از صنایع جدید ظاهر شده اندبشر
علیرغم سودهای زیادی در تعداد معدودی از شرکتهای بزرگ ، این واقعیت باقی مانده است که بیش از نیمی از شرکت های کشور گزارش هیچ درآمد خالصی را گزارش نمی کردند. با این وجود ، ما گفتیم که آقای هوور در آن کمپین ، در آستانه "بزرگترین گسترش تجاری در تاریخ".
دستمزدهای بالا باعث ایجاد قدرت مصرف کننده جدید می شود ، شتاب توده و تولید دستگاه باعث کاهش هزینه ها می شود. خرید بیشتر! مدیون بیشتر! بیشتر صرف کن! این برنامه بود. این امر باعث فروپاشی فروش پر فشار ، عجیب و غریب و پرشور ، فروپاشی به بدهی و در عین حال بیشتر بدهی شد و همه اینها ، همراه با ایده رئیس جمهور از حمایت مالی دولت از کل فروپاشی ، آموزه خطرناکی بود که "جدید"اقتصاد."
این روز اوج مروج ، شعار ، میلیونرهای قارچ ، فرصت طلب ، ماجراجویان از همه نوع بود. در این گرداب دیوانه کمپین آقای هوور راه اندازی شد. شاید با پیش بینی آن ، مردی زیرک از نیو انگلستان ، در حالی که در جدایی خنک داکوتا هیلز بود ، روی یک کاغذ باریک از کاغذهای تاریخی نوشت: "من تصمیم نمی گیرم اجرا کنم."
قبلاً حتی برای دولت نیز آشکار بود که تولید اجباری صنعت ما برای بازارهای داخلی ما بسیار عالی بود. رئیس جمهور مجبور شد این واقعیت را برآورده کند و او با یک پیشنهاد جسورانه و سرنوشت ساز آن را ملاقات کرد. ما قرار بود آنچه را که او "مازاد مداوم در حال افزایش" نامید ، بفروشیم. ما قرار بود آن را به خارج از کشور بفروشیم.
اما چگونه می توان این کار را در وضعیت فروپاشی امور مالی جهان انجام داد؟وی پاسخ داد: "این بخش اساسی از گسترش بیشتر تجارت خارجی ما است که ما باید خودمان را با استفاده از وام به توسعه کشورهای عقب مانده یا فلج شده علاقه مند کنیم."
مطیع این پیشنهاد ، ایالات متحده ، که قبلاً چهارده میلیارد دلار در خارج از کشور وام داده بود ، با نرخ دو میلیارد دلار در سال به خارج از کشور وام می داد. دوستان من ، محصول اوراق قرضه خارجی که سرمایه گذاران آمریکایی امروز از هزینه خود می دانند ، تولید شد. اقتصاد قدیمی از کار خارج شده بود. به این پیشنهاد که تولید انبوه و ماشین در نهایت اشتغال را از بین می برد ، رئیس جمهور به سادگی مشاهده کرد ، و دوباره من سخنان خود را نقل می کنم ، "این دوباره اکو یک قرن پیش است. و اقتصاد جدید با خوشحالی ادامه یافت. براساس اصول خوب جمهوریخواه ، افزایش تعرفه های محافظتی وجود داشت. البته اعتراضی نیز وجود داشت که شما نمی توانید تعرفه های محافظ را افزایش دهید ، از فروش بیگانگان جلوگیری کنید و در عین حال انتظار گسترش بیشتر تجارت خارجی ما را دارید.
رئیس جمهور گفت: "این نظریه در قدیم مستقیم بارتر به اندازه کافی صدا بود."و پس از بحث در مورد تجارت چندولار ، وی در این سخنان نتیجه گرفت: "من معتقدم که این ، سرانجام اهمیت کم نظری این تئوری را خاموش می کند که تعرفه ما به شدت به قدرت خرید کشورهای خارجی آسیب می رساند."
من فکر می کنم خود رئیس جمهور بهتر می دانست. اما پشت سر او اصرار آقای گروندی بود. آنها به رئیس جمهور اجازه داده بودند که با توجه به کمیسیون های عظیم بانکی که از این وام ها ساخته می شدند ، وام های خارجی خود را داشته باشد - نه به طور غیر طبیعی.
اما آقای گروندی و رهبران جمهوری خواه ، به دنبال چیزی اساسی تر از وعده های جالب از خارج از کشور که به سرمایه گذاران آمریکایی فروخته می شدند ، خواستار بازار آمریكایی با مس كه با بالاترین تعرفه در تاریخ جهان بسته شده بودند ، خواستند.
رئیس جمهور تردید کرد ، زیرا او باید در آن زمان ماهیت وحشتناک انتخاب را دیده بود. اما شجاعت او شکست خورد. گروندیسم راه خود را داشت. و صنعت آمریکا ، با سرعت زیادی که قبلاً شناخته نشده بود ، شتاب گرفت ، ناگهان ترمزهای قفل شده در جاده لغزنده را پیدا کرد. قانون گرانش بقیه را انجام داد.
در سال 1928 ، هنگامی که نامزد جمهوریخواه به ما گفت که سعادت ما دائمی و ایمن است ، پرچم های قرمز هشدار دهنده قبلاً بی توجه پرواز می کردند.
چند سال است که فروپاشی قیمت مزرعه کشاورزی سجده کرده است و هیچ کاری برای کمک به آن انجام نشده است. در صنعت ، تعداد شرکتهایی که گزارش درآمد خالص را نشان می دهند ، به طور پیوسته کاهش می یابد.
در بانکداری ، پل واربورگ ، یک مقام مالی بزرگ و یک مرد بزرگ که سالها زندگی خود را به ساختمان اصلی سیستم فدرال رزرو داده بود ، در اوایل سال 1929 هشدار عمومی صادر کرد که گمانه زنی ها وحشی شده است و کشور خواهد داشتبرای پرداخت آنعلی رغم ظاهر سعادت ، بیکاری به طور پیوسته در حال افزایش بود. ماه ها قبل ، فدراسیون کار آمریکا با توجه به کاهش سریع تعداد مشاغل ، زنگ خطر را به صدا درآورد.
و هیئت مدیره فدرال رزرو ابرها را نیز دید ، اما برای کمک به آنها اندکی انجام داد.
دولت با بازار سهام صف آرایی کرد و هشدارها بی توجه بودند. رئیس جمهور ظاهراً فراموش کرد که در سال 1922 خود خود را به شرح زیر نوشت: "سی سال پیش جامعه تجارت ما وحشت مالی چرخه ای را اجتناب ناپذیر می دانست. ما اکنون می دانیم که آن را از طریق هیئت ذخیره فدرال درمان کرده ایم."و با این حال ، در سال 1929 او دوره مخالف را طی کرد و تلاش هیئت مدیره را باطل کرد.
پیشنهاد شده است که ظاهراً مردم آمریکا به نقش دوست قدیمی ما ، آلیس در سرزمین عجایب انتخاب شده اند. من موافقم که آلیس در حال نگاه کردن به یک شیشه فوق العاده از اقتصاد فوق العاده بود. شوالیه های سفید طرح های خوبی از فروش نامحدود در بازارهای خارجی داشتند و ده سال آینده را تخفیف می دادند.
خانه فقیر مانند گربه چشایر ناپدید می شد. یک هاتر دیوانه همه را دعوت کرد تا "سود بیشتری داشته باشند". هیچ سود ، به جز روی کاغذ وجود نداشت. یک پدر بدبینانه ویلیام در منطقه پایین منهتن ، شر شرورانه یک بازار سهام استخر را در انتهای بینی خود متعادل کرد. آلیس متعجب و تا حدودی شکاک از رهبری جمهوری خواهان سؤالات ساده ای پرسید:
"آیا چاپ و فروش سهام و اوراق قرضه بیشتر ، ساختمان گیاهان جدید و افزایش کارآیی کالاهای بیشتری را از آنچه می توانیم خریداری کنیم ، نخواهد بود؟"
"نه" ، فریاد هامپی دمپتی."هرچه بیشتر تولید کنیم بیشتر می توانیم بخریم."
"اگر ما مازاد تولید کنیم؟"
"اوه ، ما می توانیم آن را به مصرف کنندگان خارجی بفروشیم."
"چگونه خارجی ها می توانند هزینه آن را بپردازند؟"
"چرا ، ما آنها را به آنها وام خواهیم داد."
آلیس کوچک گفت: "من می بینم ، آنها مازاد ما را با پول ما خریداری می کنند. البته این خارجی ها با فروش کالاهای خود به ما بازپرداخت می کنند؟"
Humpty Dumpty گفت: "اوه ، اصلاً نیست.""ما یک دیوار بلند بنام تعرفه راه اندازی کردیم."
"و ،" سرانجام گفت: "چگونه خارجی ها این وام ها را پرداخت می کنند؟"
هامپی دمپتی گفت: "این آسان است ،" آیا تا به حال از یک مهلت قانونی شنیده اید؟ "
و بنابراین ، سرانجام ، دوستان من ، ما به قلب فرمول جادویی سال 1928 رسیدیم. هرچه به نظر می رسد عجیب به نظر می رسد ، راه برای لغو فقر یک پیچ و خم مداوم از تولید ماشین بود. جذب مازاد از طریق آنچه قبلاً نقل کردم ، "توسعه کشورهای عقب مانده و فلج شده با استفاده از وام" بود.
نظریه "بلند کردن خود به خودی خود-از خود بندهای" اعتقاد بر این بود. بله ، به نظر می رسد کار می کند. مردم به نماینده اقتصاد جدید به دفتر رای دادند و برای خرید به بازارها شتافتند. تحت این طلسم این داستان ، آنها در محراب بورس اوراق بهادار پس انداز ناخوشایند یک عمر را قربانی کردند.
مردان تجاری صمیمانه معتقد بودند که آنها توصیه های تخصصی شنیده اند و با پشت سر گذاشتن گسترش جدید ، بدهی خود را به خطر می اندازند. عقل سلیم قبل از طلسم یک نکروسی اقتصادی که توسط خود واشنگتن حمایت مالی می شد ، مورد توجه قرار گرفت.
بین آن روز که لغو فقر اعلام شد ، در اوت سال 1928 و پایان آن سال ، بالون بازار افزایش یافت. متوقف نشداین کار ادامه یافت ، بالا و بالا و برای بسیاری از ماههای خارق العاده. اینها به عنوان چهره های یک رویا بودند. بالون به استراتوسفر اقتصادی ، بالاتر از هوا ، جایی که ممکن است انسان ساده زنده نشود ، رسیده بود.
سپس تصادف آمد. سود کاغذ یک شبه از بین رفت. پس انداز در اوج اوج به هیچ چیز فرو رفت. فقط واقعیت سرد برای بدهی ها واقعی بود. فقط گواهینامه های با شکوه حکاکی شده که ارزش هزینه پیمایش هنری را بر روی آنها ندارند!
و اکنون به آنچه من اعتقاد دارم جرم واقعی دولت جمهوریخواه است ، آمد. این دریای از آمار در دست داشت ، اما دولت حقیقت را نگفت. در 25 اکتبر 1929 - روز بعد از وقفه بزرگ - رئیس جمهور اظهار داشت: "تجارت اساسی کشور ، یعنی تولید و توزیع کالاها ، بر اساس سالم و مرفه است."
و علاوه بر این او اصرار داشت ، و این سخنان او است: "هیچ دلیلی وجود ندارد که تجارت را طبق معمول انجام ندهد."
در تاریخ 3 دسامبر سال 1929 ، رئیس جمهور پیامی را به کنگره به شرح زیر ارسال کرد: "تهدید ناگهانی بیکاری و یادآوری پیامدهای اقتصادی افسردگی های قبلی تحت یک سیستم مالی بسیار امن تر ، بدبینی و ترس غیرمجاز ایجاد کرده است. اعتماد به نفس."
و باز هم ، با آنچه که اکنون مانند طنز وحشتناک به نظر می رسد ، سخنرانی ادامه داد: "من می خواهم تأکید کنم که در یک سال گذشته (1929) ملت همچنان در قدرت رشد کرده است. مردم ما در آسایش پیشرفت کرده اند."
در همین حال ، شهروندان عادی در امور خانوادگی خود و آژانس های صنعتی و تجاری شروع به اصلاح بادبان های خود کردند ، اما رئیس جمهور از این احتیاط مخالفت کرد.
وی گفت: "من ،" اقدامات سیستماتیک و داوطلبانه همکاری با مؤسسات تجاری و با مقامات ایالتی و شهرداری را انجام داده است تا اطمینان حاصل کنند که تجارت اساسی کشور طبق معمول ادامه خواهد یافت. "
در 7 مارس 1930 ، اظهارات کلاسیک کل افسردگی آمد. رئیس جمهور به مطبوعات گفت: "همه شواهد نشان می دهد که بدترین اثرات این تصادف و بیکاری طی شصت روز آینده گذشت."
در اول ماه مه 1930 ، کاخ سفید یک بار دیگر اصرار داشت ، "ما اکنون بدترین حالت را پشت سر گذاشته ایم."در اکتبر 193o ، پس از شروع دروغین و پس از فاجعه بار آن تابستان سرنوشت ساز ، کاخ سفید را اعلام کرد: "افسردگی جز توقف موقت در رونق یک قوم بزرگ است. درآمد بخش بزرگی از مردم ما این کار را نکرده است. کاهش یافته است. "
در 2 دسامبر سال 1930 ، اعلام شد كه "ما قبلاً بدترین طوفان را آب و هوا كرده ایم."و سپس ، دوستان من ، همانطور که افسردگی به طور پیوسته ادامه یافت ، همه سکوت بودند.
این اندازه گیری رهبری جمهوری خواه بود. سرانجام ، هنگامی که واقعیت ها دیگر نمی توان نادیده گرفت و بهانه ها پیدا شد ، واشنگتن کشف کرد که افسردگی از خارج از کشور ناشی می شود. در اکتبر سال گذشته ، این سیاست رسمی به شرح زیر رسید: "افسردگی توسط وقایع خارج از کشور که فراتر از کنترل شهروندان یا دولت ما است" عمیق تر شده است " - بهانه ای ، خوب ، دوستان من ، کههفته گذشته رئیس جمهور هنوز در سخنرانی پذیرش خود ادامه داد.
نه برای اهداف حزبی ، بلکه برای بیان تاریخ ، این بهانه باید بی سر و صدا مورد توجه قرار گیرد. سوابق ملل متمدن جهان دو واقعیت را اثبات می کند: اول اینکه ، ساختار اقتصادی ملل دیگر تحت تأثیر موج ما از گمانه زنی ها قرار گرفته است ، و محدود کردن وام ما به ایجاد پریشانی آنها کمک می کند. دوم ، این حباب ابتدا در سرزمین منشأ آن - ایالات متحده - ترکید.
سقوط عمده در کشورهای دیگر دنبال شد. همزمان با ما نبود. علاوه بر این ، محدودیت بیشتر وام های ما ، به علاوه رکود مداوم در تجارت ناشی از تعرفه گروندی ، افسردگی را در امور بین الملل ادامه داده است.
بنابراین من تاریخ دولت فعلی را در چهار جمله خلاصه می کنم:
اول ، این امر گمانه زنی ها و تولید بیش از حد را از طریق سیاست های اقتصادی دروغین خود تشویق می کند.
دوم ، این تلاش برای به حداقل رساندن تصادف و گمراه کردن مردم در مورد گرانش آن بود.
سوم ، این امر به اشتباه علت را به سایر ملل جهان متهم کرد.
و سرانجام ، از شناخت و تصحیح شر در خانه که آن را بیرون آورده بود ، امتناع ورزید. این تسکین را به تأخیر انداخت. اصلاحات را فراموش کرد.
خیلی برای یک بررسی ناپسند از حقایق تاریخ. من سرزنش را قرار داده ام. اما قرار دادن سرزنش کافی نیست.
سوال منطقی قبل از ما اکنون این است: چه اقداماتی برای تشخیص خطاهای گذشته انجام شده است؟چه داروهای مشخصی برای جلوگیری از وقوع آنها در آینده پیشنهاد شده است؟نکته واقعی مورد بحث این است. آیا حزب جمهوری خواه ، تحت یک کاپیتانی که در طی چهار سال گذشته به دلیل خطاهای رهبری و عدم تمایل به روبرو شدن با حقایق متمایز شده است ، که کل نظریه درمان بیماری های این کشور این بوده است که در کنفرانس با افراد پیشرو در کنفرانس تماس بگیرند تا به او بگویند چگونه ممکن است کمک کند، آیا این حزب ، من می پرسم ، تحت این رهبر ، ناگهان تبدیل به شفابخشی بهشت کشور کشور می شود که اکنون همه آنچه را که بیمار بوده است خوب خواهد کرد؟
به عبارت دیگر ، آیا فیل جمهوری خواه ، با مبهم که از طریق آن در طی این چهار سال گذشته کورکورانه سرگردان شده است ، ناگهان توسط معجزه یک شبه تبدیل به یک فیل سفید مقدس از خلوص بی نقص ، عبادت شده و به دنبال آن مردم ، یا آن را دارد. فقط به این امید که آنها بتوانند چهار سال دیگر یک رأی دهندگان معتبر را فریب دهند ، توسط نمایشگاه های حیله گر خرد و سفید شده اند؟
بیایید به سوابق نگاه کنیم. سکوی جمهوریخواه توضیحات آشنایی را ارائه می دهد که طول و عمق افسردگی از خارج از کشور به وجود آمده است. اما هیچ بخشی از بخشی که توسط سیاست های سرمایه گذاری نامناسب تحت رهبری آرام و بی تفاوت بازی شده است ، وجود ندارد. همانطور که می دانیم بخش بسیار قابل توجهی از ضررهای متحمل شده توسط مردم این کشور ایجاد شده است.
تنها پیشنهاد سازنده در مورد سرمایه گذاری ، فرار است. این می گوید که مشکلات جدی از متحد سرمایه گذاری تا بانکداری تجاری بوجود آمده است. اما این شجاعت برای پیشنهاد جدایی این دو ندارد. این هیچ درمانی ارائه نمی دهد.
سخنرانی پذیرش آقا برجسته که علیه من در حال اجرا است ، به همان اندازه خالی از امید در مورد این موضوع است. توضیحی فصیح از طوفانی که از طریق آن عبور می کنیم وجود دارد. از طریق ابرها ، مأمورین مشکل دار که در عرشه قدم می زنند ، می دانند که چه کاری باید انجام دهند.
او با احساس خاک مسموم شده با گمانه زنی هایی که در آن علفهای هرز زباله ، بهره برداری و سوء استفاده از قدرت مالی رشد می کنند ، صحبت می کند ، اما او از پرتوهای سودمند خورشید تأیید اداری که تحت این علفهای هرز جوانه زده و شکوفا می شوند صحبت نمی کند.
تنها رویکرد برای حمایت از سرمایه گذاری مردم فراتر از وام های موقت و فوری ، مرجع مبهم به یک سیستم بانکی قوی تر است که به گفته وی ، "اجازه اعتبار این کشور را بدون بررسی کافی برای گمانه زنی های عمده فروشی در اوراق بهادار فراهم می کند..
وی می افزاید: "به مدت هفت سال من بارها و بارها نسبت به وام های اعتباری در خارج از کشور برای اهداف غیر مولد هشدار داده ام ،" هرچه ممکن است باشد.
من به سخنان رهبران جمهوریخواه ظهور ، نزول و سقوط دولت را بیان کرده ام. ما اکنون به فلسفه ای می آییم که رئیس جمهور آن را حفظ می کند ، پشت این همه است. در اینجا ما یک تضاد عجیبی داریم. ما در بسیاری از سخنان خود داریم که با سخنرانی پذیرش پایان می یابد ، نمایشی از آموزه فردگرایی آمریکایی. تنظیم علیه آن نظریه یک سیاست واقعی است که مستقیماً با آن مغایرت دارد.
ارزیابی وضعیت در طلوع تلخ یک صبح سرد بعد از آن ، چه چیزی پیدا می کنیم؟
ما می بینیم که دو سوم صنعت آمریکایی در چند صد شرکت متمرکز شده است و در واقع توسط بیش از پنج فرد انسانی اداره نمی شود.
ما بیش از نیمی از پس انداز کشور را در سهام و اوراق بهادار شرکت سرمایه گذاری می کنیم و ورزش بازار سهام آمریکا را ساخته ایم.
ما کمتر از سه ده خانه بانکی خصوصی و کمکی های فروش سهام بانکهای تجاری را پیدا می کنیم که جریان سرمایه آمریکا را هدایت می کند.
به عبارت دیگر ، ما قدرت اقتصادی متمرکز را در چند دست می یابیم ، برعکس دقیق فردگرایی که رئیس جمهور در آن صحبت می کند.
ما بخش بزرگی از جمعیت شاغل خود را پیدا می کنیم و هیچ فرصتی برای کسب درآمد به جز به لطف این دستگاه صنعتی متمرکز وجود ندارد. و ما می دانیم که میلیون ها و میلیون ها آمریکایی از کار خارج شده اند و به دولت در حال حاضر سنگین ضرورت تسکین می پردازند.
ما تعرفه ای را پیدا می کنیم که هرگونه شانس بازار خارجی محصولات ما را قطع کرده است ، که این امر باعث شده است که درآمد کشاورز را به میزان تهدید او با سلب حق اقامه دعوی و خواسته کاهش دهد.
ما می بینیم که رهبران جمهوری خواه هیچ راه حلی به جز بدهی های بیشتر ، کنفرانس های بیشتر تحت همان رهبری مبهم ، پول بیشتر دولت در تجارت ، اما هیچ تلاش دولت برای کشتی گیری با مشکلات اساسی ارائه نمی دهند. و ما برای روح بی پروا مردم آمریكا جذابیت تحریک آمیز داریم.
اکنون من به روح بی پروا مردم آمریکا اعتقاد دارم. اما من به معنای اسب خود نیز اعتقاد دارم. من در حال حاضر برای ترسیم عقیده اقتصادی خودم و بخش قابل توجهی از برنامه سازنده که امیدوارم شروع کنم.
من نیز به فردگرایی اعتقاد دارم. اما منظور من این است که در هر آنچه که این کلمه دلالت دارد.
من معتقدم که سیستم صنعتی و اقتصادی ما برای مردان و زنان فردی ساخته شده است ، و نه مردان و زنان فردی به نفع سیستم.
من معتقدم که فرد باید آزادی کامل عمل داشته باشد تا از خود بیشتر شود. اما من اعتقاد ندارم که به نام آن کلمه مقدس ، چند مورد از علاقه های قدرتمند مجاز به تهیه علوفه صنعتی توپ از زندگی نیمی از جمعیت ایالات متحده است.
من به مقدس بودن مالکیت خصوصی اعتقاد دارم ، به این معنی که من اعتقاد ندارم که باید در معرض دستکاری بی رحمانه قماربازان حرفه ای در بورس سهام و سیستم شرکت قرار گیرد.
من شکایت رئیس جمهور را علیه هنگ مشترک به اشتراک می گذارم. اما بر خلاف او ، من آن را نه تنها وقتی توسط یک گروه غیررسمی ، یک گروه غیررسمی انجام می شود ، دوست ندارم ، به یک دولت اقتصادی ایالات متحده ، بلکه هنگامی که این کار توسط دولت خود ایالات متحده انجام می شود.
من معتقدم که دولت ، بدون اینکه به یک بوروکراسی کنجکاو تبدیل شود ، می تواند به عنوان یک چک یا تعادل در این الیگارشی عمل کند تا بتواند شانس کار و ایمنی پس انداز را برای مردان و زنان فراهم کند ، نه امنیت بهره برداری از سوء استفاده کننده ، ایمنی. دستکاری در دستکاری های مالی ، ایمنی قدرت بدون مجوز برای کسانی که با رفاه و دارایی افراد دیگر به پایان می رسند.
بله ، کلمه "فردگرایی" یک کلمه تلخ در دهان رهبران جمهوری خواه است ، که بدون محدودیت و محدودیت ، هنگ را پرورش داده اند. مخالفت با استثمار مالی یک شرم آور در مردانی است که قدرت بهره برداری را ایجاد کرده ، تشویق کرده و به وجود آورده اند. ما باید به اصول اول برگردیم. ما باید فردگرایی آمریکایی را به آنچه در نظر گرفته شده بود - برابری فرصت برای همه ، حق بهره برداری برای هیچکدام ایجاد کنیم.
برخی از سیاست های دموکراتیک که من قبلاً بیان کرده ام. امروز من در مقابل شما دیگری دراز کشیدم و این کار را به زبان انگلیسی مستقیم و ساده انجام می دهم.
بگذارید یک سؤال عملی از شما بپرسم: اگر با دستکاری یا نتیجه قانون اقتصادی یک قطعی ، حتی اگر جزئی ، بهبود در تولید صنعتی و ارزش کالاها در آینده نزدیک آغاز شود ، آیا مردم این کشور از این امر راضی بودندادامه همان سیاست های دولتی به سمت گمانه زنی ها که قطعاً قبل از تصادف انجام می شد؟
آیا مردم این کشور از بازگشت شیوه های بانکی ، در فروش اوراق بهادار خارجی ، در شناور ادغام یا شیوه های پنهان و نامشخص از امور مالی شرکت که در سالهای قبل از سال 1929 با آن رفتار می شد ، استقبال می کنند؟
برای هر زن و مرد عاقلانه در این کشور پاسخ می دهم نه. اکنون یک سؤال دیگر می پرسم ، سوالی که تاریخ فعلی نیز به آن پاسخ می دهد. آیا بستر جمهوری خواهان یا نامزدها و رهبران جمهوری خواهان قول درمانی های مشخص و فوری را می دهند تا از بازگشت آنچه که تا حد زیادی مؤثر در آوردن ما در جایی است که امروز هستیم ، جلوگیری کند؟هزار بار نه.
برخلاف سکوت کامل از طرف آنها ، و بر خلاف نظریه های سال 1928 ، که من نشان داده ام که رهبران جمهوریخواه هنوز هم دارند ، من یک گروه منظم ، صریح و عملی از داروهای اساسی را پیشنهاد می کنم. اینها از تعداد معدودی محافظت نمی کنند بلکه توده بزرگی از مردان و زنان متوسط آمریکایی هستند که من شرمنده نیستم که تکرار کنند ، توسط افراد قدرت فراموش شده اند.
این اقدامات ، مانند کل تئوری من در مورد رفتار دولت ، مبتنی بر چه است؟بر اساس گفتن حقیقت.
دولت نمی تواند برخی از افراد را از خطاهای قضاوت جلوگیری کند. اما دولت می تواند تا حد بسیار خوبی از فریب دادن افراد معقول از طریق سوء استفاده و از طریق حفظ اطلاعات از طرف سازمانهای خصوصی ، بزرگ و کوچک ، که به دنبال فروش سرمایه گذاری به مردم ملت هستند ، جلوگیری کند.
اول - به سمت این منظور و الهام بخشیدن به حقیقت ، من پیشنهاد می کنم که تمام تلاش برای جلوگیری از مسئله اوراق بهادار تولیدی و غیر ضروری از انواع و اقسام که صرفاً به منظور غنی سازی کسانی که فروش خود را به عموم مردم انجام می دهند ، انجام شود. و من بیشتر پیشنهاد می کنم که با توجه به اوراق بهادار مشروع ، فروشندگان باید کاربردهای مورد نظر پول را بیان کنند. این گفتن حقیقت مستلزم این است که اظهارات قطعی و دقیقی در مورد پاداش ها و کمیسیون هایی که فروشندگان دریافت می کنند ، به خریداران ارائه شود. و علاوه بر این ، اطلاعات واقعی در مورد سرمایه گذاری اصلی ، در مورد درآمد واقعی ، بدهی های واقعی و دارایی های واقعی خود شرکت.
دوم - ما از دشواری ها و غالباً غیرممکن بودن دولت های ایالتی در تنظیم شرکت های نگهدارنده شرکت هایی که اوراق بهادار در تجارت بین المللی را می فروشند ، آگاه هستیم. منطقی است ، لازم است و درست است که قدرت فدرال برای چنین مقرراتی اعمال می شود.
سوم - به دلایلی بسیار ساده که مبادلات زیادی در تجارت و فروش اوراق بهادار و کالاها می توانند توسط مصلحت عملی حرکت در جای دیگر از تنظیم مقررات توسط هر کشور معین ، استفاده از اقتدار فدرال را در تنظیم این مبادلات ارائه دهم.
چهارم - وقایع سه سال گذشته ثابت می کند که نظارت بر بانکهای ملی برای حمایت از مردم ناکارآمد بوده است. من نظارت بسیار سفت و سخت تری را پیشنهاد می کنم.
پنجم - ما نه تنها شاهد استفاده بی حد و حصر از سپرده های بانکی در گمانه زنی ها به ضرر اعتبار محلی بوده ایم ، بلکه ما همچنین می دانیم که این گمانه زنی توسط خود دولت تشویق شده است. من پیشنهاد می کنم که چنین گمانه زنی ها دلسرد شده و از آن جلوگیری شود.
ششم - بانکداری سرمایه گذاری یک تجارت قانونی است. بانکداری تجاری یکی دیگر از مشاغل کاملاً جدا و مجزا است. ادغام و ترکیب آنها خلاف سیاست های عمومی است. من جدایی آنها را پیشنهاد می کنم.
هفتم - قبل از وحشت سال 1929 ، وجوه سیستم فدرال رزرو عملاً بدون بررسی برای بسیاری از شرکتهای سوداگرانه استفاده می شد. من محدودیت بانکهای فدرال رزرو را مطابق با برنامه های اصلی و شیوه های قبلی سیستم فدرال رزرو تحت وودرو ویلسون پیشنهاد می کنم.
سرانجام ، دوستان من ، من دو سیاست جدید را پیشنهاد می کنم که قانون لازم نیست. آنها سیاست های معامله ای عادلانه و باز از طرف مقامات دولت آمریکا با سرمایه گذاری های آمریکایی هستند.
در وهله اول ، من به شما قول می دهم که دیگر امکان فروش بانکداران بین المللی یا دیگران برای فروش اوراق بهادار خارجی به مردم سرمایه گذاری آمریکا در مورد درک ضمنی که این اوراق بهادار توسط وزارت امور خارجه یا هر چیز دیگری تصویب شده است ، امکان پذیر نخواهد بود. آژانس دولت فدرال.
در وهله دوم ، من به شما اطمینان می دهم که مقامات عالی دولتی در دولت بعدی نه با کلمه و نه با عمل به دنبال تأثیرگذاری بر قیمت سهام و اوراق قرضه هستند. دولت به اطلاعات گسترده ای در مورد زندگی اقتصادی کشور دسترسی دارد ، اما دولت فعلی اغلب اظهاراتی صادر کرده است که هیچ ارتباطی با اطلاعات علمی که در اختیار دارد ، نداشته است. این اعتماد به نفس عمومی را متزلزل کرده و متوقف می شود.
دوستان من ، این تضمین هایی که من در اینجا به شما می دهم در ذهن من بسیار مهم است در لیست طولانی از راه حل های درمانی که ما پیشنهاد می کنیم. اعتماد به نفس در اقدامات و اظهارات مقامات اجرایی ضروری است. این دولت در طی این چهار سال زندگی و دارایی و رفاه مردم کشور را از طریق سیاست گمانه زنی های فاجعه بار دولت به خطر انداخته است.
جای تعجب نیست که رکود به نتیجه رسیده است - رکود ناشی از ترس. اما این یک بی اعتمادی نیست که خودمان ، نه در صدای اساسی ما ، نه در توانایی ذاتی ما برای تحقق آینده خود. این بی اعتمادی به رهبران ما است ، در کارهایی که می گویند و کارهایی که انجام می دهند.
بنابراین ، اعتماد به نفس که دولت از ما به عنوان شهروندان فردی خواسته است در خودمان داشته باشیم ، کافی نیست. نوع اعتماد به نفس مورد نیاز ما اعتماد به نفس به یکپارچگی ، صدا بودن ، لیبرالیسم ، دید و حس قدیمی اسب از رهبری ملی ما است.
بدون آن نوع اعتماد به نفس ، ما برای همیشه ناامن هستیم. با این نوع اعتماد به نفس در رهبری آمریکا ، نماینده دولت در واشنگتن ، آینده ما برای تسخیر و نگه داشتن است.
توجه داشته باشید برنامه: در مقالات عمومی و آدرس های فرانکلین دی روزولت ، این سند با عنوان "شکست های دولت قبلی" با عنوان زیر است.< Pan> بنابراین ، اعتماد به نفس که دولت از ما به عنوان شهروندان فردی خواسته است در خودمان داشته باشیم ، کافی نیست. نوع اعتماد به نفس مورد نیاز ما اعتماد به نفس به یکپارچگی ، صدا بودن ، لیبرالیسم ، دید و حس قدیمی اسب از رهبری ملی ما است.
اخبار رمز ارزها...
ما را در سایت اخبار رمز ارزها دنبال می کنید
برچسب : نویسنده : علیمحمد افغانی بازدید : 19 تاريخ : پنجشنبه 19 مرداد 1402 ساعت: 13:00