از جمله سؤالاتی که اغلب هنگام انتخاب یک مشاور یا سیستمی برای تجارت CFD از طرف مشتریان پرسیده می شود ، این است که درصد توصیه هایی که می توانند انتظار داشته باشند برنده شوند ، و چقدر باید انتظار داشته باشند که هر ماه ، سال یا هر چیز دیگری انجام دهند. اینها بخشی از یک منطقه راحتی روانی طبیعی است ، اما ممکن است بخشی از دلیل عدم موفقیت بسیاری از افراد به عنوان معامله گر باشد.
در هر زمینه از گمانه زنی ها ، چه سرمایه گذاری سهام ، گسترش ، گسترش ، تجارت فارکس یا CFDS ، اگر سیستم زیرین دارای لبه کمی باشد ، این تنها بخش اول موفقیت بالقوه است. کلید دستیابی به بازده ثابت با یک رویکرد صحیح به نسبت پیروزی/ضرر نهفته است و در انتظار هر سطح خاصی از سود نیست ، که می تواند روش اساسی را تحریف کند. معامله گران CFD این توانایی را دارند که به خواست طولانی و کوتاه بپردازند و تجارت آنلاین باعث می شود توقف ها و اهداف در هر زمان تنظیم را آسان کند.
نمونه ای از نسبت پیروزی/ضرر خوب که شکست می خورد
این مثال را در نظر بگیرید: یک معامله گر CFD سیستمی را انتخاب می کند که در آن رکورد ظاهراً اثبات شده از هفت از هر ده تجارت اثبات شده است که اثبات می شود. ایده ممکن است این باشد که هر تجارت دارای 3 ٪ بازده هدف باشد و در صورت دستیابی به موقعیت بسته شود. اگر تجارت با این حال 3 ٪ ضرر را نشان دهد ، انتظار این است که باید بهبود یابد و موقعیت دو برابر شود ، با این امید به بازگشت به برابری یا حتی کسب 6 ٪ سود. حال اگر حرکات بازار یا سهم یک توالی تصادفی بود ، در جایی که شخص وارد یا خارج شود ، هیچ تفاوتی ایجاد نمی کند. بازده کلی با گذشت زمان نه سود و نه ضرر خواهد بود ، اما هزینه ها و گسترش در تجارت منجر به ضرر تضمین شده مجازی در موعد مقرر می شود (رویکرد کازینو).
داشتن لبه جزئی کافی نیست
اگر این سیستم حاشیه ای داشته باشد ، ممکن است انتظار داشته باشد که هدف 3 ٪ احتمالاً شش از ده بار مورد اصابت قرار گیرد ، بنابراین آن را به یک رویکرد برنده مجازی تبدیل می کند. اما این مشکل در این واقعیت نهفته است که اگرچه بازارها و سهام دوره های کوتاهی دارند که به نظر می رسد اقدام تصادفی وجود دارد ، اما می توانند در زمان های دیگر هر دو یک دامنه و روند را به شدت تجارت کنند - این همان چیزی است که به عنوان بی نظمی معمولی شناخته می شود ، که به نظر می رسد ممکن است به نظر برسد. یک پارادوکس ، اما همیشه در بازارهای مالی اتفاق می افتد. سهام اغلب خیلی سریع در یک جهت حرکت می کند و این روند می تواند به مراتب طولانی تر از آنچه انتظار می رود ادامه یابد ، که این دو مشکل را ایجاد می کند.
اولاً، گرفتن سود 3 درصدی در یک معامله ممکن است بسیار رضایت بخش به نظر برسد، اما اغلب می توان در گذشته مشاهده کرد که سود خیلی زود گرفته شده است، بنابراین علیرغم دستیابی به یک معامله برنده، یک عنصر پشیمانی وجود دارد که بیشتر از آن گرفته نشده است.. ثانیاً، اگر موقعیت در حال زیان دهی باشد، باید معامله در دنیای واقعی نادرست و بسته تلقی شود. اما در استفاده از چنین سیستمی، با دوبرابر کردن یا میانگین گیری موقعیت زیان، تنها چیزی که به دست می آید افزایش ریسک است - معامله گر ممکن است در برخی شرایط خوش شانس باشد، اما یک یا دو معامله از ده معامله ممکن است باعث شدید شود. چالش ها و مسائل. همچنین سرمایه احساسی وجود دارد که در معاملات از دست رفته گره خورده است.
این نوع سیستم معمولاً ممکن است مثلاً شش برنده 3٪، دو برابر (که در آن یک موقعیت دو برابر شده و به برابری باز می گردد) و دو بازنده 10٪ ایجاد کند. در اینجا ضرر کلی 2٪ خواهد بود، با وجود نسبت برد/باخت خوب، و این به وضوح راهی خطرناک برای بازی در بازارها است، اما بسیاری از معامله گران دقیقاً به همین روش عمل می کنند.
بهبود ریسک / پاداش
اولین نکته این است که برای هر معامله یک توقف ضرر تعیین کنید و به آن پایبند باشید. دوبرابر کردن به سادگی ریسک را دو برابر می کند - اگر سیگنال سیستم دیگری وجود داشته باشد که اولین معامله را تقویت کند خوب است، اما به طور کلی اینطور نیست. مشکلی که پس از آن رخ می دهد این است که اگر توقف و اهداف از نظر درصد کاملاً نزدیک باشند، حملات تصادفی کوتاه مدت به این معنی است که تقریباً می تواند مانند پرتاب سکه باشد که با هزینه ها رویکردی بیهوده است.
بنابراین، نکته کلیدی این است که اطمینان حاصل شود که سودها بسیار بیشتر از باخت ها هستند، به طوری که حتی اگر یک نفر فقط چهار برد از ده برد را به دست آورد، ممکن است دو برنده بزرگ در آنجا وجود داشته باشد. اگر یک معامله گر به این نتیجه برسد که میانگین ضرر 3 درصد قابل قبول است، چه سود متوسطی باید جستجو شود؟این سوال 64 دلاری است و نکته کلیدی این است که اجازه دهید سود تا حد امکان در یک روند کاملاً مشخص اجرا شود. قوانین زیر بخشی از روش مورد استفاده در Blue Index برای سبد CFD بلند مدت و کوتاه است و نتایج بلندمدت تاکنون بیش از رضایت بخش بوده است.
چند قانون ساده برای یک رویکرد برنده ثابت
1. اگر در جستجوی معاملات سهام هستید، سعی کنید سهام با نوسان بالا یا بتا را انتخاب کنید - این سهام شانس بیشتری برای قرار گرفتن در یک روند به جای معامله یک محدوده یا نمایش اقدامات تصادفی دارند.
2. هدف اولیه مورد انتظار همیشه باید حداقل دو برابر حد ضرر باشد. اگر میانگین استاپ ضرر 3 درصد باشد، معامله گر CFD باید به عنوان نقطه شروع به دنبال سود 6 درصدی به علاوه هر معامله باشد.
3. سعی کنید توقف ها و محدودیت های فردی را با استناد به عمل اساسی تنظیم کنید. اگر یک سهم یک روز 10 ٪ جابجا شده باشد ، به احتمال زیاد دامنه داخل روز بیش از 3 ٪ را نشان می دهد ، بنابراین باید توقف و هدف بر این اساس گسترده شود. همچنین سطح پشتیبانی و مقاومت نقاط مرجع بسیار مفیدی برای تعیین اهداف قیمت است.
4- اگر تجارت به هدف اولیه رسید ، یا اگر پشتیبانی یا مقاومت در اطراف آن منطقه معتبر است ، موقعیت را ببندید ، یا برای محافظت از سود ، توقف را حرکت دهید و اجازه دهید موقعیت را اجرا کند.
5- اگر در روند قیمت سهام معکوس ناگهانی وجود دارد ، موقعیت را ببندید ، خواه برنده شود یا از دست بدهد. نوسانات و دور زدن معاملات معمولاً بدان معنی است که این روند غیر منتظره حتی خود را تغییر می دهد.
6. اطمینان حاصل کنید که هرگز در یک جهت زیاد در معرض دید قرار نمی گیرید. به عنوان مثال ، بازار به شدت از فضای باز سقوط می کند ، مهم نیست ، زیرا حتی اگر بیشتر در لیست موقعیت های باز و شورت بیشتری وجود داشته باشد ، دستاوردهای بزرگ در شورت ها باید از توقف های ضربه ای در طولانی تر باشد.
بازده هدف
در مورد بازده هدف ، بسیاری از معامله گران انتظارات غیرواقعی دارند. سیستمی که می تواند بازده عظیمی را ذاتاً ارائه دهد ، باید خطر بیشتری داشته باشد ، اما این واقعیت ساده را در نظر داشته باشید. وارن بافت تقریباً بیش از 20 ٪ بازده سالانه صندوق سرمایه گذاری خود را بدست آورده است ، و او برای تبدیل شدن به دومین ثروتمندترین مرد جهان نیازی به استفاده از اهرم ندارد.
اخبار رمز ارزها...
ما را در سایت اخبار رمز ارزها دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : علیمحمد افغانی
بازدید : 30
تاريخ : يکشنبه
12 شهريور
1402 ساعت: 17:59