
در بیشتر تاریخ مدرن خود ، خاورمیانه درگیری های بین المللی محاصره شده است. از اوایل قرن نوزدهم ، قدرتهای اروپایی در تلاش برای کنترل منابع طبیعی و موقعیت ژئواستراتژیک خود برای استعمار سرزمین های خاورمیانه به رقابت پرداختند. تقریباً دو قرن بعد ، منطقه خود را در دور دیگری از بحران های شدید که در آن هر دو قدرت فوق العاده و منطقه ای برای نفوذ سرزمینی به رقابت می پردازند ، می یابد. منطقه پایدار در پی قیام های مردمی در سال 2010 به عرصه ای برای خشونت تبدیل شد و آنچه به عنوان خواسته های مسالمت آمیز برای دموکراسی و آزادی آغاز شد ، به زودی در بسیاری از مناطق در جنگ های مدنی و منطقه ای دگرگون شد. ظهور تغییر خشونت آمیز و تلاش ضد خشونت آمیز برای حفظ وضع موجود با منابع منطقه از نزدیک گره خورده است. در تلاش برای درک نقش جغرافیا و منابع در بحران های منطقه ، سؤالات زیر را می پرسم: از کدام منابع در بحران های جاری مورد سوء استفاده قرار گرفته است؟این منابع چگونه تحولات ناشی از تحولات را پیچیده و تأثیر می گذارند؟و چه تغییراتی لحظه پس از عمل را توصیف می کند؟
این فصل ابتدا منابع مختلف قدرت در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا (MENA) را برجسته می کند و خاطرنشان می کند که ثروت معدنی و اقتصادی ، جمعیت شناسی و موقعیت جغرافیایی سه منبع هستند که به شکل گیری درگیری کمک می کنند. این بررسی می کند که چگونه این منابع در طی و بعد از اعتراضات جمعی که از سال 2010 منطقه را فرا گرفته اند ، مورد سوء استفاده قرار گرفتند. با بررسی ویژگی های ژئوپلیتیکی لحظه پس از پیشرفت ، من استدلال می کنم که انتقال هرج و مرج از وضع موجود باعث ایجاد دو نفر شده استتغییرات مهم: قارچ ارتشهای سیاسی غیر دولتی و پیکربندی مجدد اتحادهای منطقه ای و بین المللی. سرانجام ، محدودیت این منابع و همچنین ناکارآمدی ایالت ها در بهره برداری از دارایی های آنها در لحظات مختلف با برخی اظهارات نتیجه گیری در مورد آینده منطقه مورد بحث قرار می گیرد.
منابع و قدرت در خاورمیانه
بیشتر نوشته ها در مورد قدرت دولتی در روابط بین الملل بر قدرت مادی، به ویژه تولید اقتصادی و هزینه های نظامی تمرکز دارند. قدرت جمعیتی اغلب به این دو معیار تقسیم می شود، زیرا محققان ادعا می کنند که ایالت های دارای جمعیت زیاد می توانند نیروی کار قابل توجهی را برای تولید کالاهای بیشتر و پر کردن صفوف ارتش های قوی افزایش دهند.[1] در حالی که این نظریه ها بینش های پرباری را در مورد دانش ما از پویایی های بین المللی به دست آورده اند، محدود کردن نقش جمعیت به نقش ماشین های تولید نادیده گرفته می شود که چگونه منابع انسانی در زمان های بی ثباتی برای تأثیرگذاری بر تغییر تعامل می کنند.
این فصل به جای تمرکز بر ثروت های فسیلی و معدنی، دیدگاه وسیع تری از منابع را اتخاذ می کند که به جمعیت شناسی و قدرت ژئواستراتژیک احزاب منطقه ای توجه دارد. این تجزیه و تحلیل میزان بهره برداری یک دولت از سهم خود از این منابع و تأثیر آن بر نفوذ آن در منطقه را در نظر می گیرد. اکثر کشورهای خلیج فارس از درآمدهای اقتصادی بالایی از اقتصادهای رانتی مبتنی بر نفت برخوردار هستند. سایر کشورها از نظر مولفه جمعیتی غنی هستند. در حالی که بیشتر خاورمیانه دارای چیزی است که اغلب از آن به عنوان "برآمدگی جوانان" یاد می شود، تعداد کمی از کشورها از نهادهای قوی برخوردار بوده اند، چه ریشه در دولت یا جامعه مدنی داشته باشند. در جایی که این نهادها وجود داشتند، به عنوان بستری برای گذارهای کمتر آشفته در لحظات حاد تحولات عمل کردند. مصر، مراکش، الجزایر، ترکیه و تونس نمونه های خوبی هستند که نهادهای قوی در برابر تغییرات غیرقابل کنترل ترمز کردند. در نهایت، کشورهای دارای منابع ژئواستراتژیک آنهایی هستند که از موقعیت جغرافیایی مرکزی برخوردار هستند که وقتی با جمعیت نسبتاً تحصیلکرده و قدرت اقتصادی همراه باشد، می تواند نقش گسترده ای در پویایی سیاسی محله های خود ایفا کند. ترکیه و ایران در بسیج منابع و گسترش نفوذ خود در دوران پس از قیام موفق بوده اند.
این منطقه محل زندگی برخی از مهمترین منابع طبیعی جهان ، به ویژه سوخت های فسیلی است. در سال 2015 ، کشورهای عربی ، که تنها 5. 2 ٪ از جمعیت جهان را تشکیل می دهند از 55. 2 ٪ از ذخایر نفتی جهان و 27. 5 ٪ از ذخایر گاز طبیعی جهان برخوردار بودند (گزارش مشترک اقتصادی عرب 2015). با این حال ، این منطقه با ثروت کلی خود از عدم تعادل اقتصادی داخلی رنج می برد. بیشتر دارایی های انرژی طبیعی در خلیج فارس و کمتر در کشورهای آفریقای شمالی متمرکز شده است. و اختلافات بین ایالت های غنی از نفت و غیر نفتی و همچنین در اردوگاه غنی از نفت وجود دارد. این در رتبه بندی کشور در شاخص های اقتصادی جهانی منعکس شده است. به عنوان مثال ، گزارش رقابت جهانی جهانی 2016-2017 نشان می دهد که دستاوردهای اقتصادی منطقه ، امارات متحده عربی (امارات) و قطر ، به ترتیب در 16 و 18 قرار دارند (گزارش رقابت جهانی 2016-2017 ، 4). در حالی که اسرائیل و ترکیه ، دو کشور ثروتمند غیر نفتی به ترتیب در 24 و 56 قرار گرفتند ، به ترتیب بالاتر از عربستان سعودی (29) و ایران (76). مصر در رده 115 قرار گرفت در حالی که یمن در رده های سال 138 قرار گرفت.
این منطقه همچنین دارای برخی از بالاترین نرخ نابرابری درآمد در جهان است. مطالعات اخیر نشان می دهد که در خاورمیانه ، درآمد حاصل از سهم درآمد 10 ٪ برتر به 61 ٪ و سهم 1 ٪ برتر از 25 ٪ بیشتر است ، در مقایسه با 20 ٪ در ایالات متحده ، 11 ٪ در اروپای غربی و 17 ٪در آفریقای جنوبی (Alvaredo and Piketty 2014). این منطقه نه تنها یک مکان نسبتاً ناچیز بوده است ، بلکه فرصت های اقتصادی به تعداد مشخصی از افراد محدود شده است. تحقیقات در مورد بورس در بحرین ، لبنان ، مصر ، کویت ، مراکش ، عمان ، عربستان سعودی و امارات متحده عربی نشان می دهد که بزرگترین 20 شرکت در هر کشور در بورس اوراق بهادار ذکر نشده اند (Ghassan Omet 2005). به طور کلی ، بزرگترین هیئت مدیره شرکت ها با مقامات عالی رتبه دولتی و اعضای خانواده سلطنتی استخدام شده اند (Ghassan Omet 2005). این شاخص ها هنگام بررسی میزان دسترسی شهروندان متوسط به منابع دولتی ، به ویژه درآمدهای حاصل از ثروت هیدروکربن یا سایر شرکتهای مبتنی بر اجاره ، می گویند.
علاوه بر دسترسی محدود به منابع ، شهروندان منطقه با بوروکراسی های ناکارآمد با سطح فساد گسترده روبرو هستند. براساس یک گزارش از شفافیت بین المللی ، مقامات دولتی ، مقامات مالیاتی و اعضای پارلمان به عنوان فاسدترین گروه های منطقه شناخته می شوند (فشار سنج فساد جهانی 2016). توزیع منابع ، همراه با دسترسی محدود به فرصت های اقتصادی و فساد بر ترجیحات مردم در مواقع بی ثباتی تأثیر می گذارد و باعث می شود انتخاب های یک بار اجتماعی از نظر اجتماعی قابل قبول تر و مشروعیت بیشتری پیدا کنند.
یکی از قوی ترین دارایی های منطقه ، جمعیت جوان آن است. طبق گزارش گزارش توسعه انسانی عرب 2016 (AHDR) جوانان بین 15 تا 29 سال تقریباً یک سوم جمعیت کشورهای عربی را تشکیل می دهند و یک سوم دیگر زیر پانزده سالگی است (گزارش توسعه انسانی عرب 2016: جوانان وچشم انداز توسعه انسانی در یک واقعیت در حال تغییر). احتمالاً در صورت اضافه کردن جوانان در کشورهای غیر عرب بسیار پرجمعیت مانند ایران و ترکیه ، این درصد بیشتر خواهد بود.[3] سهم این گروه سنی بالاترین درصد جمعیتی در تاریخ منطقه محسوب می شود. و در مقایسه با نسل های قبلی ، اقشار جوانان فعلی بهتر تحصیل کرده ، متصل تر و سالم تر هستند (گزارش توسعه انسانی عرب 2016). این ویژگی ها آنها را برای توسعه و همچنین تخریب بذر می کند.
توسعه اقتصادی غالباً با در دسترس بودن یک جمعیت با مهارت و آموزش دیده گره خورده است. اما منطقه عرب با برخی از کمترین نسبت اشتغال به جمعیت در جهان مشخص می شود. MENA از نظر نسبت اشتغال از سایر مناطق در حال توسعه پیشی گرفته است. ارقام سازمان بین المللی کار نشان می دهد که این نسبت بین سالهای 1995 و 2015 نسبتاً ثابت مانده است و از 44. 1 ٪ به 46. 8 ٪ افزایش یافته است. این رقم پایین تر از میانگین جهانی 59. 2 ٪ است و از منطقه جنوب شرقی آسیا و منطقه اقیانوس آرام 66. 9 ٪ و 65. 0 ٪ زیر صحرای آفریقا در سال 2015 عقب مانده است (Dimova ، Elder و Stephan 2016 ، 20). به ویژه جوانان در هنگام اشتغال یک گروه چالش برانگیز هستند. در حالی که نرخ بیکاری جهانی جوانان در سال 2014 13 ٪ بود ، مناطق خاورمیانه و شمال آفریقا شاهد بالاترین نرخ بیکاری جوانان بودند - به ترتیب 28. 2 ٪ و 30. 5 ٪ (سازمان بین المللی کار 2015).
از نظر سیاسی ، اکثریت جمعیتی که در منطقه زندگی می کنند از آزادی یا امنیت برخوردار نیستند. جوانان عرب ابراز حس عمیق تبعیض و محرومیت می کنند. آنها به اندازه کافی در زندگی عمومی نمایان نیستند و در شکل گیری سیاست هایی که بر زندگی آنها تأثیر می گذارد ، هیچ حرفی برای گفتن معنی دار ندارند (گزارش توسعه انسانی عرب 2016). در عین حال ، آنها از طریق رسانه های دیجیتال به طور فزاینده ای به جهان متصل می شوند. منطقه MENA با توجه به تعداد بازدید روزانه ویدیوی یوتیوب ، و کشورهای خلیج فارس ، قطر و امارات متحده عربی از 100 ٪ نفوذ گوشی های هوشمند به جمعیت کلی برخوردار هستند که این بالاتر از درصد برای ایالات متحده است.[4] این اختلاف بین قابلیت ها و فرصت ها منطقه را با یک معضل ارائه می دهد. از یک طرف ، منابع انسانی مورد نیاز برای توسعه دارد ، اما از سوی دیگر ، همان منبع می تواند درگیری های مخرب را تغذیه کند. از آنجا که گروه های جمعیتی بیشتر به آموزش و قرار گرفتن در معرض جهانی در برابر کیفیت بهتر زندگی دسترسی دارند ، تقاضای تغییر توسط دولت های ناکارآمد و فاسد برآورده می شود.
ژئوپلیتیک تحلیل تأثیرات جغرافیایی بر روابط قدرت در روابط بین الملل است (دودنی 2006). قدرت یک ملت و شانس بقای آن تا حد زیادی به عوامل جغرافیایی بستگی دارد: موقعیت، اندازه، شکل، عمق، آب و هوا، جمعیت و نیروی انسانی، منابع طبیعی، ظرفیت صنعتی و سازمان اجتماعی و سیاسی (بلند III 1992).. موقعیت استراتژیک و پتانسیل نظامی یک ملت به موقعیت آن در رابطه با مسیرهای تجاری اصلی زمینی و دریایی و توسعه و گستردگی سیستم حمل و نقل خارجی آن بستگی دارد (Boland III 1992). ایران و روسیه دو قدرت زمینی هستند، در حالی که ترکیه و چین به دلیل اینکه قدرت های زمینی و دریایی هستند، از مناطق دارای مزیت ژئوپلیتیک بیشتری برخوردار هستند. دسترسی محدود قدرت های زمینی به گذرگاه های دریایی، توانایی های آن ها را برای ایجاد نفوذ محدود می کند. در خاورمیانه، اهمیت استراتژیک ترکیه تا حدی تابع موقعیت آن به عنوان یک پل زمینی بین اروپا و آسیا و به عنوان یک مانع زمینی بر روی تنها خروجی دریای سیاه است. قدرت ژئواستراتژیک مصر از موقعیت مرکزی آن در قلب خاورمیانه سرچشمه می گیرد و به عنوان پلی بین آفریقا، آسیا و اروپای مدیترانه ای عمل می کند. مراکش از دارایی های دریایی قابل توجهی برخوردار است اما به دلیل موقعیت آن در قسمت بیرونی منطقه محدود است. مناطق کوهستانی ایران در بیشتر تاریخ خود از آن در برابر تهاجم محافظت کرده بود، اما همچنین ظرفیت آن را برای ایجاد قدرت و نفوذ محدود می کرد. از لحاظ تاریخی، زمانی که کشورهای همسایه با بحران های عمیق سیاسی مواجه می شوند، تأثیرگذارتر بوده است. نفوذ این کشور در انتظار توانایی آن برای به دست آوردن ثروت و قدرت نظامی قابل توجه یا بهره برداری از ضعف همسایگان خود بوده است (فریدمن 2016). این ممکن است نقش فزاینده ایران را پس از حمله آمریکا به عراق و فروپاشی سوریه در پی جنگ داخلی پس از قیام توضیح دهد.
قیام ها و منابع عرب: نعمت ها یا بارها
بسیج سیاسی گسترده که در دسامبر سال 2010 در تونس آغاز شد ، خواستار ریشه ای عمیقاً حاکمیت ، شفافیت و دموکراسی بهتر شد. عملکرد ضعیف اقتصادی و سیاسی دولت ها و عدم ارائه سیاست های توزیع صدا ، میلیون ها نفر را در خیابان ها در تونس ، مصر ، لیبی ، یمن و سوریه قرار داد. در موارد دیگر ، سیاست های محرومیت مبتنی بر اختلافات فرقه ای اکثریت جمعیت را بیگانه می کرد و خواستار تغییر رژیم مانند بحرین شد. پنج قدرت منطقه ای ، همه ثروتمند ، سیاست های مداخله گرایانه را در کشورهایی که قیام ها فوران کرده است ، دنبال کرده اند. عربستان سعودی ، قطر ، امارات ، ترکیه و ایران در سیاست داخلی شش کشور قیام مداخله کردند. در همین زمان ، دارایی های جمعیتی و جغرافیایی کشورهای قیام نقش مهمی در شکل گیری و محدود کردن مداخلات منطقه ای و بین المللی داشتند.
تا آنجا که کشورها از موسسات توسعه یافته قبل از قیام ، مداخلات منطقه ای و بین المللی محدود شده اند. در مصر ، عربستان سعودی از گروه های سلفی حمایت می کرد در حالی که هم قطر و هم ترکیه از اخوان المسلمین حمایت می کردند. ترکیه در اخوان المسلمین وسیله نقلیه ای را دید که می تواند الگوی نئولیبرال اسلام گرایانه حزب عدالت و توسعه حاکم ترکیه را به بازار عرضه و تکرار کند. حمایت ترکیه از اخوان المسلمین در مصر در ظهور اسلام گرایان به اوج قدرت نقش داشت. اما موفقیت برادری کوتاه مدت بود و تجربه اسلامگرایان در دولت به زودی با ریاست سقط جنین محمد مرسی به پایان رسید.[5] با وجود حضور منافع منطقه ای و بین المللی برای شکل گیری آینده مصر ، مداخله سیاسی خارجی با منافع نهادهای دولتی ، به ویژه ارتش که موفق به ایجاد ائتلاف با سایر نهادهای دولتی مانند پلیس و قوه قضاییه شد ، رقیق شده استاز تعمیرات اساسی ایالت جلوگیری کنید (براون 2013 ، 2012). در تونس ، توازن قدرت در جامعه مدنی قدرت مشابهی را برای اسلام گرایان مانند پرونده مصر نشان نمی داد. یک جامعه مدنی سکولار تر در تونس تلاش اسلام گرایان را برای حاکمیت کمتر از آن انجام داد. و هنگامی که دروس برکناری اخوان المسلمین در مصر از طریق منطقه بازگردد ، UGTT ، اتحادیه کارگری تونس ، به عنوان قوی ترین موسسه ای که از طریق انتقال پرخاشگر کشور واسطه می شود ، ظاهر شد (Chayes 2014).
در سایر کشورها ، اعتراضات گسترده تأثیر مخربی بر دولت و جامعه گذاشت. در لیبی ، کمک های اقتصادی به زودی به یک مداخله مستقیم نظامی منتقل شد ، در حالی که در سوریه و یمن مداخله خارجی با کمک به گروه های شبه نظامی غیرمستقیم بود. در لیبی ، جایی که ترکیب جمعیتی فاقد مؤسسات قوی بود و با تقسیمات قبیله ای مشخص می شد ، انتقال از رژیم قذافی طولانی و خشونت آمیز شد. هر دو دلار خلیج فارس و تلاش بین المللی برای منابع نفتی این کشور در تکه تکه شدن بیشتر دولت نقش داشتند. از آنجا که این انتقال نتوانست یک دولت متحد را تولید کند ، قدرت های منطقه ای از حمایت آنها از شبه نظامیان محلی منحرف شدند و در نهایت از دو دولت در مناطق شرقی و غربی کشور حمایت کردند (ماتار 2015). پترو-دلارها نیز در درگیری سوریه نقش ایفا کردند. علیرغم سطح نسبتاً بالایی از آموزش جمعیت ، عدم وجود نهادهای قوی دولت یا جامعه مدنی در را برای مداخله گسترده دولت های خلیج فارس ، ترکیه و ایران باز کرد. ترکیه با حمایت عربستان سعودی ، قطر و امارات متحده عربی ، عبور از مبارزان خارجی را از طریق مرزهای خود تسهیل کرد. از طرف دیگر ایران تأثیر خود را در رژیم سوریه و حزب الله قوی لبنان برای تأمین جریان پایدار سربازان ، اسلحه و پشتیبانی لجستیکی از رژیم اسد اعمال کرد.
در یمن ، دلارهای پترو عربستان سعودی و امارات متحده عربی در برابر علی علی عبدالله صالح رئیس جمهور سابق یمنی را برای ماه های طولانی تحمل کردند. علیرغم سنت تأثیر سعودی بر سیاست در یمن ، تأثیر سعودی محدودیت های خود را داشت زیرا صالح توانست بخش های قابل توجهی از جمعیت مسلح را بسیج کند و بعداً از تقسیمات فرقه ای برای مقاومت در برابر انتقال کامل رژیم خود استفاده کرد. در بحرین ، هر دو منابع اقتصادی و موقعیت جغرافیایی این قیام را کوتاه مدت کردند. کشورهای خلیج فارس به رهبری عربستان سعودی به سرعت اقدام به جلوگیری از حرکتی کردند که خواستار تغییر رژیم به محله آنها شد. اینکه جنبش بحرین دارای یک فرقه فرقه ای بود ، که مداخله مستقیم ایران را در کشورهای خلیج فارس تهدید می کرد ، موضع یکپارچه از حاکمان خلیج فارس را علیه آن تسهیل کرد.
جغرافیای بی ثباتی در مدت زمان درگیری ها و همچنین شانس ثبات نقش دارد. در حالی که موقعیت استراتژیک کمتر تونس به محافظت از سیاست داخلی خود در برابر دخالت در قدرت های منطقه ای و بین المللی کمک کرده است ، مرزهای آن با انتقال اسلحه و جنبش شبه نظامیان از لیبی به چالش کشیده شده است. مرزهای متخلخل اغلب انتقال اسلحه و قدرت انسانی را مانند مورد بین یمن و عمان ، [6] و همچنین شبه جزیره سینا و نوار غزه تسهیل می کند.
تغییرات منطقه ای در قرن بیست و یکم
ارتش های قدیمی و ارتش های جدید
دهه های جنبش استقلال در قرن بیستم باعث ظهور ارتشهای ملی در سیاست خاورمیانه شد. ارتشهای ملی با مبارزه با قدرتهای استعماری یا متجاوز ، مراحل ساخت دولت را رهبری کردند. برعکس ، خشونت پس از آمریكا چالش های مهمی را برای نهادهای زور كشورها به همراه دارد. در تلاش خود برای دفاع از گروه های اجتماعی و تغییر شکل نقشه جدید ژئوپلیتیکی منطقه ، شبه نظامیان مسلح عمدتاً ارتش های ایستاده ملی را هدف قرار می دهند.
رشد قارچ گونه ارتش های غیردولتی، منابع آماده بدن های توانمند را در جوانان ناراضی پیدا می کند. نارضایتی اقتصادی، طرد سیاسی و جذابیت ایدئولوژیک سه عاملی هستند که به استخدام موفقیت آمیز مردان و زنان جوان در شبه نظامیان کمک کرده اند که چشم انداز نظامی منطقه را تقویت می کند. فقدان فرصت های شغلی یکی از شاخص های ناکامی اقتصادهای ملی در پاسخگویی به نیازهای اقتصادی نسل های جوان است. میانگین مشارکت جوانان در نیروی کار نزدیک به 24 درصد است که پایین ترین میانگین منطقه ای در جهان است. در همین حال، نرخ بیکاری جوانان بالاترین میزان در جهان است و به تقریبا 30 درصد می رسد (گزارش توسعه انسانی عربی 2016). تغییر به سمت اقتصاد نئولیبرالی که قبل از قیام ها انجام شد، محدودیت هایی را برای ارائه خدمات دولت، به ویژه از نظر اشتغال و مسکن، ایجاد کرد. در نتیجه، تعداد زیادی از ساکنان شهری برای امرار معاش به بخش غیررسمی روی آورده اند. و بسیاری از مشاغل غیررسمی از نظر فیزیکی و اجتماعی در دنیای غیرقانونی خشونت و معافیت از مجازات قرار گرفته است (دیویس 2009). با فروپاشی ایالت ها یا کاهش توانایی آنها در برقراری نظم و قانون، مکان های همکاری میان گروه های زیرزمینی با دسترسی آنها به مسیرهای تجاری غیرقانونی و شبه نظامیان سیاسی در دسترس قرار گرفت. محصول این تبانی شبکه های سازمان یافته ای بوده است که به فعالیت های غیرقانونی می پردازند و وظایفی شبیه به دولت های کوچک از جمله حکومت بر سرزمین های تحت حاکمیت خود و انجام فعالیت های مشابه سیاست خارجی مانند مذاکره، طعمه گذاری و تامین امنیت انجام می دهند.
شبه نظامیان سیاسی با بودجه مناسب از طرف حامیان قوی، فرصت های شغلی جذابی را برای فقرا و نیازمندان فراهم می کنند. ایران یکی از بزرگترین حامیان شبه نظامیان مسلح در منطقه است. بر اساس برخی گزارش ها، ایران سالانه بین 100 تا 200 میلیون دلار برای حزب الله، 3. 5 تا 15 میلیارد دلار در سال برای حمایت از رژیم اسد سوریه، 12 تا 26 میلیون دلار در سال برای شبه نظامیان شیعه در سوریه و عراق و 10 میلیون دلار هزینه می کند. 20 میلیون دلار در سال برای حمایت از شورشیان حوثی در یمن (هاول 2015). در حالی که حمایت مالی ایران از شبه نظامیان مسلح یک تخمین است، گزارش های آمریکا نشان می دهد که ایالات متحده تا سال ۲۰۱۵ حدود یک میلیارد دلار برای بحران سوریه هزینه کرده است.
در سطحی دیگر، تأثیر بسیج قیام ها، علایق مشارکت سیاسی را برانگیخت، اما این گونه آرمان های سیاسی توسط سازمان های سیاسی پویا و سازگار برآورده نشده است. در کشورهایی که در حال گذار سیاسی هستند، جوانان نسبت به گروه های سنی مسن تر به سیاست علاقه بیشتری نشان می دهند (گزارش توسعه انسانی عربی 2016). اما تعدیل نخبگان سیاسی قدیمی، رویه ها و سازمان های سیاسی، عدم اعتماد جوانان را به روند دموکراتیک افزایش داده است. این امر در مقایسه با سایر گروه های اجتماعی، مشارکت آنها را در انتخابات محدود می کند و در نتیجه محرومیت آنها را عمیق تر می کند. فقدان فرصت ها برای بهبود استاندارد زندگی و تجاوزات اقتدارگرایانه به آزادی های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی، شرایطی را برای پذیرش خشونت به عنوان وسیله ای برای تغییر و/یا تبانی با گروه های خشن که شرایط اقتصادی و/یا اجتماعی بهتری را وعده می دهند، ایجاد می کند.
اما نهادهای دموکراتیک به خودی خود شرط کافی برای جلوگیری از خشونت نیستند. درخواست های ایدئولوژیک که بر خشونت به عنوان وسیله ای برای تغییر تکیه می کنند، همچنان یک روش جذب نیرو برای گروه های مسلح است. تونس، موفق ترین مورد انتقال دموکراتیک در میان شش کشور قیام، کشور مبدأ بیشترین تعداد جنگجویان خارجی است که به سوریه مهاجرت کرده اند (تروفیموف 2016). ایدئولوژی های مذهبی افراطی در حال افزایش است و نه تنها نیازمندترین افراد از نظر اقتصادی یا از نظر آموزشی محدود، بلکه باهوش ترین افراد را نیز به خود جذب کرده است.
پیکربندی مجدد اتحادهای منطقه ای و بین المللی: اتحادهای جدید یا اتحادهای تجدید شده
قیام ها در زمان ثبات سیاسی منطقه ای منطقه ای پشت سر گذاشت. در سطح بین المللی ، ایالات متحده از تسلط بر بیشتر پایتخت های منطقه برخوردار بود. کشورهای خلیج فارس و مصر برای ده ها سال نزدیک متحدین ایالات متحده بودند و جنگ علیه ترور این ابرقدرت را قادر ساخت تا همکاری های اطلاعاتی با تونس ، مراکش و یمن را تحکیم کند. از طرف دیگر روسیه در دو متحد سنتی خود: لیبی و سوریه ، بیشتر جذابیت خود را - حداقل در سطح محبوب - از دست می داد. در حالی که سوریه با توجه به پایگاه نظامی روسیه در تارتوس ، برخی از روابط نظامی را حفظ کرد ، کنار گذاشتن یک پروژه تسلیحات هسته ای لیبی نتیجه مذاکرات موفق با انگلیس و ایالات متحده بود (Jentleson and Whytock 2006). تغییر تدریجی به سمت اقتصاد بازار در کشورهای عربی که قبلاً سوسیالیست بود ، گرم شدن را به ایالات متحده تسهیل می کرد. استثناء قابل توجه مداخله ناکام ایالات متحده در عراق بوده است که ایران با ایجاد یک ماجراجویی ناموفق اعتبار دارد. از نظر منطقه ای ، کشورهای خلیج فارس منبعی برای کمک های اقتصادی به اقتصادهای پرخطر عرب از جمله مصر بودند ، که ارتش آن اطمینان را برای امنیت در برابر تجاوز احتمالی ایران فراهم کرد. همانطور که قبلاً قیام ها خواستار دموکراسی و آزادی در انتقال هرج و مرج شده است ، این طغیان روابط پایدار را مختل می کند ، منجر به واگرایی اولویت در بین شرکای سنتی شد و شکایات را عمیق تر کرد که تحت وضع موجود کمتر برجسته می شدند. تغییرات سیاسی نه تنها رقابت بین ایران و عربستان سعودی را شدت بخشید ، بلکه نقش روسیه را نیز توانمند کرد و شکستگی هایی را در اتحادهای تحت رهبری ایالات متحده قرار داد.
اتحاد به رهبری ایالات متحده که به طور سنتی شامل مصر ، سلطنت های خلیج فارس و ترکیه با تجدیدنظر سیاسی لحظه پس از تحسین شده آزمایش شده است. در یک سطح ، مواضع مصر و خلیج فارس از بحران سوریه و یمن فاصله گرفته است. مصر نه تنها تصمیم به خودداری از نقش مداخله گر که عربستان سعودی ، امارات ، قطر و ترکیه بازی می کند ، بلکه کانال های ارتباطی را با رژیم اسد باز نگه داشته است. سیاست محدودیت مصر حتی در بحران یمن که در آن عربستان سعودی منجر به اولین جنگ منطقه ای خود شده است ، حتی بیشتر برجسته شد. روابط مصر-سودی بر تصمیم ارتش مصر برای ایفای نقش حداقل در جنگ علیه نیروهای به رهبری علی عبدالله صالح و حوثی ها در یمن تلاش کرده است.[7] بحران یمنی محدودیت های قدرت سعودی را در معرض دید و افزایش نفوذ ایران بر سرزمین های بیشتر در منطقه قرار داد. در حالی که این جنگ ممکن است به ایجاد نهادهای دولتی قوی تر در عربستان سعودی کمک کند ، عواقب منفی فوری در موقعیت اقتصادی کشور مشهود است. براساس گزارش ها ، دولت عربستان سعودی بودجه خود را برای سال 2016 محکم کرد و منعکس کننده انتظارات درآمدهای عقب و هزینه های کمتری برای یارانه ها به دلیل غرق شدن در قیمت نفت و جنگ در یمن بود. این پادشاهی تقریباً در دو دهه شاهد اولین کسری خود بوده است (Habboush 2015). این پادشاهی همچنین به دلیل تصمیم خود برای جلوگیری از نقش تاریخی خود در تولیدکننده نوسان ، برخی از اهرم های نسبی خود را در بازارهای جهانی از دست می دهد و در واقع با وجود افزایش تولید جهانی نفت ، تولید را افزایش می دهد.[8] در همین حال ، توانایی ایران در تغییر تعادل قدرت در سوریه ، عراق و لبنان اکنون به یمن گسترش یافته است. در هر یک از این موارد ، تهران توانست با پرورش بازیگران غیر دولتی و گروه های شبه نظامی و سوءاستفاده از ترس و نارضایتی اقلیت های مذهبی ، یعنی اعراب شیعه ، تأثیر خود را گسترش دهد. نفوذ ایران در مواقع تکه تکه شدن و ضعف سیاسی دولت ها امکان پذیر بوده است. ایران همچنین از توافق هسته ای خود با غرب و همچنین از همکاری با روسیه به ویژه در مورد بحران های عراقی و سوریه بهره مند شد.[9]
در سطح دیگری ، روابط آمریكا و كشیش در اثر موقعیتهای واگرا در دخالت كرد در سوریه ، به ویژه مبارزه با نیروهای رادیکال دولت اسلامی در عراق و لوانت (داعش) ، تحت تأثیر قرار گرفته است. ترکیه ، نیروگاه خاورمیانه و عضو ناتو ، به موقعیت استراتژیک خود و سیاست خارجی عمل گرا برای حفظ کانال های باز با طرف های متخاصم اعتماد کرده است. این امر روابط محکمی با عربستان سعودی بدون بیگانه کردن ایران حفظ کرده است. این امر علیه رژیم اسد بسیج شده است اما هنوز قادر به بازسازی پل های شکسته با روسیه بود. تلاش آن برای همکاری با ایران و روسیه برای یافتن یک راه حل سیاسی برای بحران سوریه ، تأثیر کمتری را برای ایالات متحده و متفقین خلیج فارس تهدید می کند.
به عنوان شکستگی اتحادهای قدیمی ، موارد جدید موظف به ظهور هستند. موقعیت ایران در سوریه ، عراق ، لبنان و یمن ، نزدیکی آن با روسیه و ترکیه ، علاوه بر افزایش روابط اقتصادی با همتایان اروپایی به دنبال توافق هسته ای سازمان ملل ، تهدیدی برای امنیت اسرائیل به همان اندازه برای عربستان سعودی است. ایران با توافق هسته ای خود دسترسی و فرصت های بیشتری برای ظهور به عنوان یک بازیکن جهانی دارد. در حالی که رابطه آن با ایالات متحده ممکن است تحت دولت جدید ترامپ و افزایش پوپولیسم راست گرا در ایالات متحده شک داشته باشد ، رابطه آن با اروپا یک بادبان بسیار نرم تر است. این که هم عربستان سعودی و هم اسرائیل دشمن مشترک را در جنبش های دینی خشونت آمیز رادیکال مانند داعش اما دشمن بسیار بزرگتر در ظهور ایران می بینند ، ممکن است شرایطی را برای تقویت همکاری های امنیتی بین این دو کشور ایجاد کند ، البته در سطح پنهانی تر.
نتیجه گیری: منطقه در لحظه پس از اتمام
نوشته های بی شماری ادعا کرده اند که شکست دولتها در نتیجه قیام ها و چگونگی منجر به تخریب ، با این وجود چنین تحلیلی ممکن است جنبه مهمی را در ظهور بازیگران خشونت آمیز از دست ندهد: نقش حالات قدرتمند در ایجاد این شبه نظامیان نامنظم. قدرت شبه نظامیان مسلح نمی توانست تحمل کند بلکه برای حمایت پایدار از کشورهای حامی. ایران در عراق حزب الله و الحد الشایی را پرورش داد. ظهور داعش ، جبهات النوسارا و سایر شبه نظامیان که در سوریه فعال هستند ، بدون مرزهای باز ترکیه ، لبنان و ایران ، پشتیبانی لجستیکی از ترکیه و ایالات متحده و بودجه از همه موارد فوق نمی توانست امکان پذیر باشد. دولت ترکیه با داشتن یک اراده و قدرت غیرقابل تصور ، مرزهای خود را بین اروپا و سوریه در دسترس هزاران مبارز خارجی قرار داد. با سقوط رژیم قذافی در لیبی ، سلاح های سلاح از کشور آغشته به آفریقای شمالی به درگیری در سوریه برداشته شد. جریان بدن انسان در سراسر مرزهای ترکیه و ایران با بودجه کافی از کشورهای غنی از نفت ، همه تحت نظارت ایالات متحده و روسیه موازی شد.
در حالی که درگیری های این منطقه مدل ارتش نامنظم و تأثیر آن بر نابودی دولت های ملت را برجسته کرده است ، این منطقه هنوز الگوی قدیمی ارتش های نامنظم را که برای تأسیس دولت های ملت می جنگند ، تجربه می کند. این نیروهای کرد که در سوریه می جنگند ، موردی است. مبارزه آنها با داعش نه تنها قصد دارد از ایالات متحده حمایت کند بلکه کمپین برای نمایش ناسیونالیسم و توانایی دولت بودن آن است.
این قیام ها میزان میزان منابع ایده آل ، به ویژه لفاظی مذهبی ، بر گروه های جمعیتی به ویژه جوانان منطقه قدرت دارند. بسیج سیاسی قیام ها ممکن است به گروه های سیاسی رادیکال قدرت داده باشد ، اما آنها را ایجاد نکرد. ایدئولوژی جهادی از اواسط دهه 1970 وجود داشته است ، و با وجود برخی تلاش ها برای ریشه کن کردن آن ، به دلایل مختلف داخلی ادامه داشت ، با مداخله نظامی خارجی در منطقه باعث تحریک بیشتر می شود (Pape 2005).
جوانان نیز قربانیان جنگ و خشونت هستند. بیش از 13 میلیون کودک ، معادل حدود 40 ٪ از کل کودکان در سن مدرسه در منطقه ، به دلیل درگیری از آموزش مدرسه محروم می شوند. برآوردهای فعلی نشان می دهد که تعداد ساکنان ساکن در کشورهای آسیب پذیر درگیری در منطقه عربی از حدود 250 میلیون در سال 2010 به بیش از 350 میلیون نفر در سال 2020 افزایش می یابد (گزارش توسعه انسانی عرب 2016: جوانان و چشم انداز توسعه بشر در یکتغییر واقعیت).
قیام های عرب ممکن است میزان منافع فعلی احزاب منطقه ای و بین المللی را از قراردادها/اتحادهای قدیمی جدا کند ، اما قیام ها آنها را ایجاد نکرده است. اتحاد مجدد مصر با روسیه از تمایل ارتش آن برای متنوع سازی منابع تسلیحاتی در خارج از ایالات متحده دامن زده است. جهت گیری مجدد ترکیه نسبت به ایران ، روسیه و کشورهای اسلامی در آسیای میانه نشان دهنده علاقه عمیقی برای هدایت قدرت اقتصادی و ژئواستراتژیک خود برای به دست آوردن نفوذ در همسایه آسیا و عدم محدود کردن حرکت آن به محافل اروپایی و غربی است. لحظه پس از بروزرسانی ممکن است جغرافیا قدرت بیشتری را برای تنظیمات سیاسی در خاورمیانه نسبت به گذشته داشته باشد.
یادداشت
[1] برای اطلاعات بیشتر در مورد چگونگی اندازه گیری قدرت ایالتی در ادبیات روابط بین الملل به (کندی 1987 ؛ Mearsheimer 2014) مراجعه کنید.
[2] مجمع جهانی اقتصاد ، رقابت را به عنوان مجموعه ای از موسسات ، سیاست ها و عواملی تعیین می کند که میزان بهره وری یک اقتصاد را تعیین می کند. برای اطلاعات بیشتر در مورد شاخص ها مراجعه کنید (گزارش رقابت جهانی 2016-2017)
[3] سازمان ملل جوانان را به عنوان افراد 15 تا 24 سالگی تعریف می کند ، اما گزارش توسعه انسانی عرب (ADHR) 2016 تعریف گسترده تری از جوانان را به کار می برد ، که در سنین 15 تا 29 سالگی امتداد دارد تا منعکس کننده انتقال طولانی مدت بهبزرگسالی که بسیاری از مردان و زنان جوان در منطقه عربی با آن روبرو بودند.
[4] این سه کشور خلیج فارس با نفوذ 80 ٪ به جمعیت ، بالاتر از ایالات متحده هستند. برای اطلاعات بیشتر در مورد دیجیتالی شدن MENA (بنی و همکاران 2016).
[5] عدم موفقیت برادر مسلمان در ساختن ائتلاف ماندگار از نیروهای انقلابی علاوه بر چالش برانگیز نهادهای دولتی باعث نارضایتی عمومی شد. رئیس جمهور اسلامی ، محمد مرسی در نهایت به دلیل بسیج گسترده دیگر در تابستان سال 2013 توسط ارتش مصر حذف شد. برای اطلاعات بیشتر در مورد چگونگی مدیریت اخوان المسلمین در هنگام حاکمیت مصر ، به (هانا 2013).
[6] برخی گزارش ها حاکی از آن است که مرزهای متخلخل عمانی با یمن به عنوان مسیرهای ایمن برای انتقال اسلحه از ایران به شبه نظامیان یمنی که در حال مبارزه با عربستان سعودی هستند ، استفاده شده است. برای اطلاعات بیشتر در مورد ادعاهای ایالات متحده درباره نقش عمان در بحران یمن ، به (Bayoumy and Stewart 2016) مراجعه کنید
[7] در یمن ، این انتقال به زودی جای خود را به جنگ داخلی داد که در آن طرف های مخالف به دنبال حمایت از قدرت نفتی مناطق بودند. رئیس جمهور پیشین این کشور ، علی عبدالله صالح ، رئیس جمهور پیشین این کشور ، متحد دیرینه ایالات متحده و عربستان سعودی با هدف خودداری از قدرت سیاسی خود ، با هدف افزایش موقعیت خود با بازی کارت فرقه ای و دعوت از ایران به بحران یمن ، امتناع ورزید.
[8] علاوه بر این ، تولید نفت شیل ایالات متحده محدودیت هایی را برای قدرت عربستان سعودی قرار می دهد. برای اطلاعات بیشتر در مورد چالش های مالی عربستان سعودی مراجعه کنید (DAISS 2016).
[9] هر دو ایران و روسیه حمایت قوی تری از متحدین خود را منعکس کردند ، صفتی که توسط اکثر رژیم ها در جهان عرب بسیار مورد استقبال قرار می گیرد که مشروعیت داخلی آنها نه تنها در تردید بلکه در جریان پس از قیام است. قسم سلیمانی ، فرمانده سپاه انقلابی اسلامی ایران (IRGC-QF) فرمانده ، قسم سلیمانی ، گفته است: ‘ما مانند آمریکایی ها نیستیم. ما دوستان خود را رها نمی کنیم (Sadjadpour and Ben Talblu 2015).
منابع
Alvaredo ، Facundo و Thomas Piketty. 2014. "اندازه گیری درآمد و نابرابری برتر در خاورمیانه: محدودیت داده ها و تصویر با پرونده مصر". شماره 832. سری مقاله کار. قاهره ، مصر: مجمع تحقیقات اقتصادی. http://piketty. pse. ens. fr/files/alvaredopiketty2014erf. pdf.
گزارش توسعه انسانی عرب 2016: جوانان و چشم انداز توسعه انسانی در یک واقعیت در حال تغییر. 2016. نیویورک ، N. Y: برنامه توسعه سازمان ملل ، دفتر منطقه ای برای کشورهای عربی. http://www. arab-hdr. org/.
Bayoumy ، Yara و Phil Stewart. 2016. "منحصر به فرد: ایران از طریق عمان - مقامات" به سلاح ها به حوثی های یمن می رود. رویترز ، 20 اکتبر 2016. http://www. reuters. com/article/us-yemen-securance-iran-iduskcn12k0cx.
Benni ، Enrico ، Tarek Elmasry ، Jigar Patel و Jan Peter Aus Dem Moore. 2016. ‘خاورمیانه دیجیتال: تبدیل منطقه به یک اقتصاد دیجیتال پیشرو |مک کینزی و شرکت. 2016. http://www. mckinsey. com/global-themes/middle-east-and-africa/digital-middle-east-transforming-the-region-ato-a-deading-digital-economy.
بولند سوم ، رابرت. 1992. "جغرافیا ، قدرت ملی و استراتژی". امنیت جهانی. http://www. globalsecurance. org/military/library/report/1992/bri. htm.
براون ، ناتان. 2012. "قضات مصر در عصر انقلابی". اوقاف کارنگی برای صلح بین المللی ، فوریه. http://caegieendowment. org/2012/02/22/eegypt-s-judges-in-revolutionary-age/hdmk.
چایز ، سارا. 2014. "چگونه یک اتحادیه کارگری چپ به زور تسویه حساب سیاسی تونس کمک کرد". موقوفه کارنگی برای صلح بین المللی. 27 مارس 2014. http://caegieendowment. org/2014/03/27/how-leftist-labor-union-helped-force-tunisia-s-itolitical-settlement-pub-55143.
دیویس ، دایان. 2009. "بازیگران مسلح غیر دولتی ، جوامع جدید خیالی و الگوهای تغییر حاکمیت و ناامنی در دنیای مدرن". سیاست امنیت معاصر 30 (2): 221-45. https://doi. org/10. 1080/13523260903059757.
دیموا ، رالیتزا ، سارا الدر و کریم استفان. 2016. "انتقال بازار کار زنان و مردان جوان در خاورمیانه و شمال آفریقا". گزارش شماره 44. Work4youth. ژنو: سازمان بین المللی کار. http://www. ilo. org/employment/areas/youth-employment/work-for-youth/publications/regional-reports/wcms_536067/lang-en/index. htm.
غسان امت. 2005. "ساختارهای مالکیت در کشورهای MENA: شرکت های ذکر شده ، شرکت های دولتی ، شرکت های خانوادگی و برخی از پیامدهای سیاست". صص 1-30. رباط ، موروکو.
گزارش رقابت جهانی 2016-2017. مجمع جهانی اقتصاد. دسترسی به 3 فوریه 2017. https://www. weforum. org/reports/the-global-competititivice-report-2016-2017-1.
فشارسنج فساد جهانی. 2016. مردم و فساد: بررسی خاورمیانه و شمال آفریقا. شفافیت بین المللی. http://www. transparency. org/whatwedo/publication/people_and_coruption_mena_survey_2016.
هاول ، کلان. 2015. "ایران هزینه میلیارد ها دلار برای حقوق تروریست ها: گزارش". واشنگتن تایمز. به 9 فوریه 2017 دسترسی پیدا کرد.
سازمان جهانی کار. 2015. "منطقه MENA بالاترین نرخ بیکاری جوانان را در جهان حفظ می کند". 8 اکتبر 2015. http://www. ilo. org/beirut/media-centre/news/wcms_412797/lang-en/index. htm.
Jentleson ، Bruce W. ، and Christopher A. Whytock. 2006. "چه کسی" برنده "لیبی؟بحث و تبادل نظر نیرو و پیامدهای آن برای نظریه و سیاست. امنیت بین المللی جلد. 30 (3): 47-86. http://dx. doi. org/10. 1162/isec. 2005. 30. 3. 47.
کندی ، پل م. 1987. ظهور و سقوط قدرتهای بزرگ: تغییر اقتصادی و درگیری نظامی از 1500 تا 2000. نیویورک ، نیویورک: خانه تصادفی.
ماتار ، هشام. 2015. "آنچه در لیبی باقی مانده است". نیویورکر. 14 ژانویه 2015. http://www. newyorker. com/news/news-desk/whats-left-libya.
Mearsheimer ، John J. 2014. تراژدی سیاست قدرت بزرگ. نسخه به روز شدهنیویورک ، نیویورک: W. W. نورتون
پپ ، رابرت آنتونی. 2005. مردن برای پیروزی: منطق استراتژیک تروریسم خودکشی. چاپ اولنیویورک: خانه تصادفی.
Sadjadpour ، Karim و Benham Ben Talblu. 2015. "ایران: اهرم هرج و مرج". در ژئوپلیتیک و دموکراسی در خاورمیانه ، ویرایش شده توسط کریستینا کووز ، 35-48. مادرید ، اسپانیا: اندیشکده اروپایی Fride برای اقدام جهانی.
Trofimov ، Yaroslav. 2016. "چگونه تونس به منبع برتر استخدام کنندگان داعش تبدیل شد". وال استریت ژورنال ، 25 فوریه 2016 ، Sec. جهانhttp://www. wsj. com/articles/how-tunisia-became-top-source-of-isis-recruits-1456396203.
مطالعه بیشتر در مورد روابط الکترونیکی بین المللی
- ادغام امنیتی و اقتصادی اقتصادی (در) در خاورمیانه
- نادیده گرفتن درگیری های "مذهبی" و رادیکال سازی مذهبی در خاورمیانه
- معرفی امنیت منطقه ای در خاورمیانه
- جنبش های حقوق بشر در خاورمیانه
- جمعیت شناسی ، مهاجرت و امنیت در خاورمیانه
- علم ، فناوری و امنیت در خاورمیانه
درباره نویسنده (ها)
دینا ابراهیم راش ، دکترینامزد ، گروه علوم سیاسی ، دانشگاه شیکاگو.
اخبار رمز ارزها...
ما را در سایت اخبار رمز ارزها دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : علیمحمد افغانی
بازدید : 23
تاريخ : شنبه
11 شهريور
1402 ساعت: 20:06